بلكه به قصد محاربه و ترساندن و مردم با آتش ، صورت گرفته است و اين عمل از نظر حكم همانند محاربهء با سلاح است ، تعبير « فى دار قوم » در روايت كه حاكى از جمع و انبوهى است ، نيز شاهد بر اين معنا است . يا بايد گفت اين روايت ، حكم تعبّدى خاصّى است و نكتهء صدور آن ، « افساد در زمين است » منتهى نوعى افساد كه از جهت عدوان و تجاوز به جان و مال ، همانند محاربه است ، بنابراين نمىتواند از اين معنا فراتر رفته و افساد اخلاقى و عقيدتى و مانند آن را نيز شامل شود .
3 - از جمله رواياتى كه براى تعميم حدّ محارب بدانها استدلال شده ، مجموعهء رواياتى است كه در مورد كسانى وارد شده است كه به كشتن اهل ذمه عادت دارند مانند روايت معتبر اسماعيل بن فضل از امام صادق ( ع ) قال : قلت له : رجل قتل رجلًا من أهل الذمة ، قال : لا يُقتل به الا أن يكون متعوّداً للقتل . « 1 » « به امام عرض كردم : مردى ، مردى از اهل ذمه را كشت . حضرت فرمود : به عوض او كشته نخواهد شد مگر اينكه به كشتن ذمىها عادت كرده باشد . »
در طريق معتبر ديگرى كه نيز به اسماعيل بن فضل منتهى مىشود ، آمده است :
« سألت أبا عبد اللّه ( ع ) عن المسلم هل يقتل باهل الذمه ؟ قال : لا ، الا أن يكون متعوّداً لقتلهم فيقتل و هو صاغر » .
در نقل شيخ صدوق تعبير : « الا أن يكون معتاداً لذلك لا يدع قتلهم . » آمده است :
« از امام صادق ( ع ) پرسيدم كه آيا مسلمانى در عوض كشتن كسى از اهل ذمه ، كشته مىشود ؟ فرمود : نه مگر اينكه كشتن آنها را عادت خود قرار داده باشد ، از كشتن آنها دست بر ندارد ، در اين صورت با تحقير كشته خواهد شد . »
مراد از تحقير آن است كه برترى اسلامى او در نظر گرفته نمىشود و براى قصاص ، كفر ذمّى قرار داده خواهد شد .
در طريق سومى كه به اسماعيل بن فضل منتهى مىشود و نيز معتبر است آمده است :
قال : سألت أبا عبد اللّه ( ع ) عن دماء المجوس و اليهود و النصارى هل عليهم و على مَن قتلهم شىء اذا غشّوا المسلمين و أظهروا العداوة لهم ؟ قال : لا ، الا أن يكون متعوّداً لقتلهم . قال و سألته عن المسلم هل يقتل بأهل الذمه و أهل الكتاب إذا قتلهم ؟ قال : لا ، إلّا أن يكون معتاداً لذلك لا يدع قتلهم فيقتل و هو صاغر .
هامش
( 1 ) ر . ك . وسائل الشيعة ، ج 19 ، باب 47 از ابواب قصاص نفس .