است از كسى كه به زور و با سلاح ، قصد قتل و غارت و أخّاذى داشته باشد . به قرينهء آنچه در پاسخ امام آمده است كه اين مجازاتها در كتاب خدا محدودند ، و نيز با توجّه به آيهء محاربه ، معلوم مىشود كه مراد از محاربه در آيه ، نيز همين معنا است نه معناى گستردهاى كه هر مفسد فى الارضى يا هر كسى را كه به جنگ با مسلمانان بپردازد و لو از روى بغى و كفر باشد ، شامل شود . اگر چنين مىبوده مىبايست اين معنا نيز در دستهبندى مجازاتها مىآمد و در مقام بر شمردن امورى كه در كتاب خدا محدودند ، اكتفا كردن به شقوق نامبرده وجهى نداشت : بلكه اساساً نام بردن از قتل و سلب وجهى نداشت ، زيرا بر حسب ادّعاى طرف مقابل بحث ، عنوان مفسد فى الارض متوقّف بر تحقّق قتل و سلب نيست .
حاصل كلام آنكه همهء اين روايات ظهور دارند در اينكه مراد از محارب كه موضوع حدّ شرعى در آيهء كريمه است ، همانا معناى اصطلاحى محارب است كه تمامى فقها و مفسّران از لفظ محارب همان را فهميدهاند و ترديد در اين ظهور روا نيست .
سند روايت ياد شده ضعيف است هم از جهت مرسل بودن و هم از جهت اينكه سهل بن زياد در سند واقع شده است . و پيداست كه وجود احمد بن محمّد بن ابى نصر - يكى از مشايخ ثلاثه كه هيچ روايت مسند يا مرسلى را نقل نكردند مگر از ثقه - در سلسلهء سند قبل از داود طائى نيز اشكال سندى روايت را بر طرف نمىكند .
8 - از ديگر روايات ، روايت صحيحهء ضريس از امام صادق ( ع ) است قال : من حمل السلاح بالليل فهو محارب إلا أن يكون رجلًا ليس من أهل الريبة « 1 » « هر كسى در شب سلاح حمل كند محارب است مگر اينكه از اهل ريبه ( فساد ) نباشد . »
اين روايت اگر چه در مقام حصر محاربه در كسى كه به هنگام شب سلاح حمل مىكند ، نيست ، ولى دلالت دارد بر اينكه آنچه موضوع حد معروف محارب است ، همانا عنوان محارب حقيقى است نه تنزيلى ، يعنى كسى كه سلاح حمل مىكند يا سلاح مىكشد ، نه كسى كه مرتكب هر گونه فسادى شود . زيرا روايت در صدد توسعه است بدين معنا كه اگر حامل سلاح از اهل ريبه باشد ، صرف حمل سلاح و مجهّز بودن به آن در شب ، براى تحقّق معناى محاربه كافى است و تحقق محاربه متوقف بر آن نيست كه سلاح را بيرون كشد و با آن محاربه كند . اين روايت مىفهماند كه براى تحقّق محاربه كافى است كه كسى در شب مجهز به سلاح باشد و آن را حمل كند و اين كار سبب ارعاب
هامش
( 1 ) همان ، باب 2 ، حديث 1 .