تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بايسته هاى فقه جزاء (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
شود . معناى اين نكته آن است كه محاربهء حقيقى و ارعاب ناشى از حمل سلاح در شب ، موضوع موسّع ( گستردهء ) حدّ محارب است . همچنين روايت روايت ياد شده از جهت ديگرى نيز توسعه دارد و آن اينكه اگر حامل سلاح به ظاهر هم از اهل ريبه باشد كفايت مىكند براى محارب دانستن او . بنابراين ضريس چنان كه برخى پنداشته‌اند در مقام ، تضييق و تقييد معناى محارب و اينكه حامل سلاح بايد از اهل ريبه باشد تا معناى محارب بر او صدق كند ، نيست ، بلكه بر عكس ، روايت در مقام توسعه است و مراد آن اين است كه اگر حامل سلاح از اهل ريبه باشد ، مجرّد حمل سلاح در شب كافى است براى اينكه حكم شود كه او محارب بوده و راه را ناامن كرده است ، اگر چه هرگز سلاح خود را به كار نبرده و به هيچ كس براى دزدى و غارت حمله نكرده باشد . چنين حكمى را مىتوان اماره يا حكمى ظاهرى دانست به محارب بودن چنان شخصى و قصد افساد داشتن او ، مگر اينكه خلاف آن ثابت شود . 9 - از جملهء روايات ، روايت جابر از امام صادق ( ع ) است : قال : من أشار بحديدة فى مصر قطعت يده ، و من ضرب بها قُتل . « 1 » « جابر مىگويد : امام صادق ( ع ) فرمود : هر كسى در شهرى با سلاح مردم را تهديد كند ، دست او قطع مىشود و اگر به كسى ضربه‌اى برساند ، به قتل مىرسد . » در اين روايات اگر چه عنوان محارب نيامده است امّا به قرينه مجازاتى كه در آن ذكر شده ، فهميده مىشود كه مقصود ، بيان مجازات محاربه است و اينكه اگر كسى با سلاح اقدام به تهديد كند اگر چه به كسى آسيبى نرسانده باشد و فقط تهديد كرده باشد ، محارب است ، و دستش قطع مىشود و اگر سلاح را به كار گيرد و به كسى ضربتى برساند ، مجازات ، او قتل است . اين روايت همچنين دلالت دارد بر اينكه سلاح كشيدن و محاربهء حقيقى در موضوع حدّ محاربه اخذ شده است ، و در نهايت دلالت دارد بر اينكه صرف اشارهء به سلاح و تهديد و ارعاب با آن ، براى تحقّق حدّ اقل محاربه و مجازات آن كافى است . در سند روايت ، عمرو بن شمر جعفى قرار دارد كه نجاشى او را ضعيف شمرده و دربارهء او گفته است : « بسيار ضعيف است . رواياتى به كتب جابر جعفى افزوده شد كه برخى از اين روايات زايد به وى نسبت داده مىشود و در هر حال اين روايات مورد ترديد و اشتباهند . » همچنين روايت ياد شده دلالت مىكند بر اينكه خارج از شهر بودن و عنوان
هامش
( 1 ) همان ، حديث 3 .