قطع الطريق در تحقّق محاربه شرط نيست ، بلكه اگر حمل سلاح همراه با ارعاب در شهر نيز صورت بگيرد همان حكم را دارد . بر اين پايه ، روايت ياد شده همانند روايت سوره بن كليب است .
10 - روايت سورة بن كليب : قال : قلت لأبى عبد الله ( ع ) رجل يخرج من منزله يريد المسجد أو يريد الحاجة فيلقاه رجل و يستعقبه فيضربه و يأخذ ثوبه . قال : أى شىء يقولون فيه من قبلكم ؟ قلت : يقولون : هذه دغارة معلنة و إنما الحارب فى قرى مشتركة فقال : أيّهما أعظم حرمة دار الاسلام أو دار الشرك ؟ قال : قلت : دار الاسلام . فقال : هؤلاء من أهل هذه الآية «
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ
» الى آخر الآية . « 1 »
« سورة بن كليب گفت : خدمت امام صادق ( ع ) عرض كردم : مردى براى رفتن به مسجد يا براى امر ديگرى از خانه بيرون مىرود ، مرد ديگرى او را مىبيند و به تعقيب او مىپردازد و او را مىزند و لباسش را مىستاند . امام صادق ( ع ) فرمود : از جانب شما در اين باره چه مىگويند ؟ گفتم : مىگويند اين كار ، فسادى آشكار است ولى محارب فقط در سرزمين مشركان مصداق دارد . امام فرمود : حرمت كدام يك افزونتر است . دار الاسلام يا دار الشرك ؟ راوى گفت : گفتم : حرمت دار الاسلام : ، آنگاه امام فرمود : كسانى كه مرتكب چنان اعمالى مىشوند ، مشمول اين آيه هستند : «
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ . . .
» . »
اين روايت نيز در مورد محاربهء داخل شهر وارد شده است ، بلكه اين روايت دلالت دارد بر اينكه هر گونه اعمال زور و ترساندن مردم به منظور غارت و دزدى و اخاذى ، براى تحقّق محاربه كافى است و سلاح كشيدن ، شرط نشده است . زيرا آنچه در عنوان روايت آمد ، تعقيب و ضرب و ستاندن لباس است و اگر چه اين كار غالباً به كمك سلاح انجام مىگيرد ولى در پارهاى موارد بدون سلاح نيز صورت مىپذيرد . بنابراين روايت ياد شده صلاحيت آن را دارد كه دليلى بر توسعه عنوان محارب و مشروط نبودن آن به شرط « كاربرد سلاح » باشد به گونهاى كه اين عنوان ، هر دو نوع تغليب همراه با زور را كه سبب ارعاب مردم شود اگر چه با سلاح نباشد بلكه با عصا يا سنگ يا هر ابزار ترسانندهء ديگرى باشد ، نيز در بر بگيرد ، شايد عنوان محارب نيز در واقع اين چنين باشد ، يعنى اختصاص به محاربهء با سلاح نداشته باشد ، از اين رو اطلاق آيه و بعضى از رواياتى كه
هامش
( 1 ) همان ، حديث 2 .