عنوان « سلاح كشيدن » در آنها نيامده بلكه فقط عنوان محاربه در آنها آمده است ، صلاحيت آن را دارد كه اين گونه تعميمى از آنها استفاده شود . اين روايت از ناحيهء سند ضعف دارد ، زيرا سورة بن كليب توثيق نشده است .
11 - روايت سكونى از امام صادق ( ع ) : عن جعفر ، عن أبيه ( ع ) عن على ( ع ) فى رجل أقبل بنار فأشعلها فى دار قوم فاحرقت و احترق متاعهم ، إنّه يغرم قيمة الدار و ما فيها ثمّ يقتل » « 1 » « سكونى از امام صادق ( ع ) از پدرش نقل كرد كه امام على ( ع ) در مورد مردى كه آتش در خانه گروهى افكند كه خانه و اثاث آنها سوخت ، فرمود : او بايد خسارت قيمت خانه را بپردازد سپس به قتل برسد .
چون نوفلى در سند اين روايت قرار دارد . از اين رو سند آن ضعيف است . در بخش آينده دوباره به اين روايت خواهيم پرداخت .
بدين گونه روشن مىشود كه مفاد مجموع رواياتى كه در اين باره وارد شده آن است ، كه موضوع اين حدّ ، عنوان حقيقى محاربه است كه عبارت است از به كارگيرى سلاح يا هر چه حكم سلاح را داشته باشد براى ترساندن مردم و گرفتن مال و جان آنها و معناى سعى در ايجاد فساد در زمين نيز همين است . مفاد اين روايت آن نيست كه محاربهء با خدا و پيامبر ، عنوانى مجازى و تنزيلى بوده و موضوع حدّ مذكور مطلق افساد در زندگى مردم است اگر چه به صورت نشر انديشههاى باطل يا توزيع مواد مخدّر يا گسترش فحشا و منكرات باشد . البته اين امور ، خود از بزرگترين جرايم و جنايات هستند و چه بسا تحت عنوان ديگرى غير از عنوان محارب مستوجب مجازات قتل نيز باشند ، امّا در هر صورت ارتباطى با حدّ محارب ندارند .
دستهاى ديگر از روايات خاصّه وجود دارد كه در مورد دزد و كسى كه به قصد دزدى و امورى از اين دست وارد خانهها مىشود ، وارد شدهاند . اين روايات از اين گونه اشخاص به عنوان محارب يا محارب با خدا و پيامبر ، تعبير آوردهاند و براى صاحب خانه قتل او را جايز و خون او را مباح شمردهاند . مناسب است به اين روايات و آنچه در اين مقام مىتوان از آنها به دست آورد و اينكه آيا مفاد اين روايات ، توسعهء عنوان محاربه است به هر گونه دزد و دزدى يا اينكه چنين نيست ، پرداخته شود .
1 - صحيح حلبى عن ابى عبد اللّه ( ع ) قال : قال أمير المؤمنين ( ع ) : اذا دخل عليك
هامش
( 1 ) همان ، باب 2 ، حديث 1 .