است تناسبى ندارد . در چنين جرمى ، آنچه از مجرم ( باغى ) خواسته مىشود فقط اين است كه از در طاعت درآيد و به مسير جماعت بازگردد . مراجعه به لسان آيهاى كه در مورد باغيان آمده است نيز ، همين نكته را روشن مىكند . (
وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ
) « 1 » ظاهر آيهء محاربه اين است كه جرم مذكور ، از نوع جرمهاى انفرادى است كه گاهى ممكن است يك شخص آن را انجام دهد و از اين رو فقهاء گفتهاند كه در تحقق محاربه ، وجود گروه و ارعاب دسته جمعى شرط نيست ، بلكه محاربه يك نفر با يك نفر ديگر نيز در تحقق آن كافى است . و اين بر خلاف محاربهء باغيان است . در اين محاربه ، مناسب آن است كه خطاب متوجه جماعت و طايفه و گروه باشد . زيرا چنان محاربهاى در حقيقت ميان دو گروه انجام مىگيرد .
علاوه بر اين ، علامهء طباطبايى در « تفسير الميزان » مىگويد : « به ضرورت معلوم است كه پيامبر با محاربان كافر ، پس از پيروزى بر آنها ، چنان رفتارى نكرده است و به كشتن و دار زدن و مثله كردن و تبعيد كردن آنها فرمان نداده . » در صورتى كه در جاى خود ثابت شد كه از نظر فقهى محاربهء باغى قطعاً شديدتر از محاربهء كافر نيست .
4 . روايات خاصهاى در تشريح مراتب اين مجازات از سوى ائمه ( ع ) وارد شده است و ما در بخش آينده به آنها خواهيم پرداخت . همين كه ائمه اقدام به تشريح مراتب اين مجازات فرمودهاند ، بلكه در بعضى از روايات تصريح كردهاند كه مراتب اين مجازات بر حسب مراتب جنايت است و در بعضى ديگر از اين روايات به صراحت ، آيهء مباركه ذكر كردهاند . اين نحوهء بيان ، خود قرينهاى است بر اينكه تمامى اين روايات به تفسير مراد آيه و تجزيهء مراتب موضوع آن بر حسب مجازاتهاى چهارگانهء مذكور در آيه ، نظر دارند . بر اين اساس وقتى كه اين روايات فقط به تشريح و تقسيم همين قسم از محاربه پرداخته و در مورد ديگر اقسام آن سكوت كردهاند ، از اين نكته فهميده مىشود كه موضوع آيه فقط همين قسم از محاربه است نه ديگر اقسام آن . ممكن است ادعا شود كه حد اكثر مفاد روايات خاصه آن است كه آيه شامل اين قسم محاربه يعنى محاربه به صورت افساد در زمين و سلاح كشيدن براى ترساندن مردم نيز مىشود ، اما اين روايات دلالتى ندارد بر اينكه محاربه ، منحصر است به سلاح كشيدن براى ترساندن مردم و مراتب آن نيز منحصر است در همان مراتبى كه در اين روايات آمده است .
هامش
( 1 ) حجرات ، آيه 9 .