غير از شهر ، چه مرد و چه زن ، چه توانا و چه ناتوان باشد . فرق ندارد كه چنين كسى از اهل فساد باشد يا نباشد ، قصد ارعاب داشته يا نداشته باشد . . . » « 1 »
در كتاب جواهر نيز ، همان تعريف شرايع از محارب - كه گذشت - مورد موافقت قرار گرفته ، و آن را از مواردى دانسته كه در آن اختلافى وجود ندارد . » « 2 »
در تحرير الوسيله امام راحل آمده است :
« مسأله 1 - محارب كسى است كه سلاح خود را برهنه يا آماده كند براى ترساندن مردم و به منظور ايجاد فساد در زمين ، چه در خشكى و چه در دريا ، چه در شهر و چه در غير از شهر ، چه شب و چه روز . » « 3 »
در تكملة المنهاج آيت الله خويى آمده است :
« پانزدهم ، محاربه ، مسأله 260 - كسى كه براى ترساندن مردم سلاح بكشد ، تبعيد مىشود . . . » « 4 »
آنچه گذشت ، بخشى بود از سخنان فقهاى بزرگوار ما در تعريف محاربه كه موضوع حد شرعى مذكور در آيه مباركه است ، پس از اين سير گستردهاى كه در سخنان فقها انجام گرفت و آگاهى از نظريات ايشان كه به تفصيل آنها را بيان كرديم تا در اكثر مباحث آينده از آنها استفاده شود ، بازمىگرديم به بحث خود در تفسير آيهء محاربه و اينكه مراد از آن خصوص محاربه به معناى ايجاد فساد و ترساندن مردم - به تعبير فقهاء - است و محاربهء باغيان و مشركان را از آن جهت كه باغى و مشرك هستند ، در بر نمىگيرد . چرا كه محاربهء اينها به قصد افساد و ترساندن مردم نيست بلكه از روى سركشى يا كفرورزى ايشان است . دليل چنين برداشتى از آيهء كريمه ، مجموع نكتهها و قرينههايى است كه در پى مىآيند :
1 - آيه - مخصوصاً با توجه به استثنايى كه در دنبالهء آن وجود دارد - ظهور دارد در اينكه آن جرمى كه موضوع اين مجازات است و استحقاق مجازات اثباتاً و نفياً بر مدار آن مىچرخد و اگر قبل از دستگيرى ، از آن توبه كنند ، مجازات مذكور ساقط شده و آنها بخشوده خواهند شد ، همانا خودِ محاربه با خدا و پيامبر است ، نه چيزى ديگرى كه محاربه لازمه آن باشد . بسيار روشن است كه محاربه به صورت ايجاد فساد در زمين ، به
هامش
( 1 ) الروضة البهية ، ج 9 ، ص 290 .
( 2 ) جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 564 .
( 3 ) تحرير الوسيله ، ج 2 ، ص 442 .
( 4 ) مبانى تكملة المنهاج ، ج 1 ، ص 318 .