است و درستتر آن است كه با آگاهى از قصد محارب براى ارعاب ، چنين چيزى شرط نباشد ، اين حكم براى مرد و زن - اگر پيش بيايد - يكسان است . در ثبوت اين حكم براى كسى كه سلاح كشيده باشد ولى توانايى ترساندن مردم را نداشته باشد ترديد است ، شبيهتر به واقع آن است كه حكم مذكور در حق چنين كسى نيز ثابت باشد و او به خاطر قصدش مجازات شود . » « 1 »
او همچنين در كتاب المختصر النافع در بحث از محارب يادآور مىشود :
« محارب كسى است كه براى ترساندن رهگذران سلاحى آخته را به دست گيرد ، در خشكى يا در دريا ، در شب يا روز ، حتى اگر - به قولى كه اشبه به واقع است - اهل چنين كارى نبوده باشد . حد محارب يا كشتن است ، يا به دار آويختن ، يا بريدن دست و پا از چپ و راست ، يا تبعيد . . . » « 2 »
علّامه حلّى در تبصره مىگويد :
« هر كس به قصد ارعاب ، در خشكى يا دريا ، در شب يا روز ، سلاح آخته به دست بگيرد ، امام اختيار دارد كه او را بكشد يا به دار بياويزد ، يا دست و پاى او را از چپ و راست قطع كند يا او را تبعيد كند . . . » « 3 »
همو در كتاب تحرير آورده است :
« محارب كسى است كه به قصد ترساندن مردم ، سلاح برهنه كند ، چه در خشكى و چه در دريا ، چه شب و چه روز ، چه در شهر و چه در غير شهر ، چه در آبادى و چه در بيابان . و در هر حال ، آيا « از اهل فساد بودن » هم در تحقيق معناى محارب شرط است يا نيست از ظاهر سخن شيخ طوسى در كتاب نهايه بر مىآيد كه شرط است ، ولى وجه درست آن است كه در صورت آگاهى از قصد محارب براى ارعاب ، شرط نيست . . . » « 4 »
در قواعد هم آمده است :
« هر كس كه سلاح بيرون كشد و آن را برهنه كند براى ترساندن مردم ،
هامش
( 1 ) شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 180 .
( 2 ) المختصر النافع ، ص 326 .
( 3 ) تبصرة المتعلّمين ، ص 190 .
( 4 ) تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 322 .