كسى را گرفته باشند ، يا زندانى شد ، يا از شهرى به شهر ديگر تبعيد مىگردند . همهء اين احكام مورد اجماع فقهاى شيعه است . » « 1 »
همين فقيه ، حكم محاربان را در كتاب جهاد در باب « كسانى كه بر امام واجب است آنها را دفع كرده و با آنها بجنگد . » نيز آورده و سپس عنوان محارب را اين گونه تفسير كرده است : « محارب كسى است قصد گرفتن مال مسلمان يا مال هر كسى كه حكم مال مسلمان را دارد مثل مال ذمّى را ، داشته و براى اين كار سلاح كشيده باشد ، چه در خشكى و چه در دريا ، چه در سفر و چه در حضر . » وى سپس حد مذكور در آيه را مخصوص اسيران اين دسته از محاربان دانسته است ، نه اسيران ديگر دستهجات محارب از قبيل سركشان ( بغات ) و كفّار . اين بيان ايشان نيز تقريباً صريح است در اينكه حكم آيهء مباركه به همين قسم از محاربان اختصاص دارد و عموم آيه ، ديگر اقسام محاربان را در بر نمىگيرد .
علاء الدين حلبى ( ابو الحسن ) نيز همانند اين سخن را ، در كتاب جهاد آورده است :
« هر كس كه كفر خود را آشكار كند ، يا به مخالفت با اسلام برخيزد ، از هر گروهى از كفار كه باشد - اگر همهء شرطهايى كه پيش از اين گفتيم در او جمع باشد - جهاد با او واجب است . همچنين حكم كسانى كه از اطاعت امام عادل سرپيچى كنند يا با او بجنگند يا عليه او شورش كنند ، يا چه در حضر و چه در سفر ، چه در خشكى و چه در دريا سلاح بكشند ، يا اقدام به غارت مال مسلمان يا ذمّى كنند . . . و نيز حكم مفسدين فى الارض مانند رهزنان و غارتگران ، آن است كه اگر مرتكب قتل شدهاند ، آنها را به قتل برسانند و اگر علاوه بر ارتكاب قتل ، اموال مردم را نيز گرفته باشند ، بعد از كشتن به دار نيز آويخته شوند . . . » « 2 »
ابن حمزه در باب جهاد از كتاب وسيله در « فصل بيان احكام بغات و چگونگى جنگ با آنها » مىگويد :
« باغى ( سركش ) كسى است كه بر امام عادل بشورد . جنگ با ايشان سه گونه است ، واجب ، جايز ، ممنوع . . . » ( سپس به بيان حكم جنگيدن با ايشان مىپردازد و اينكه بايد با آنها جنگ كرد تا يا به اطاعت درآيند يا تا آخرين نفر كشته شوند ) .
هامش
( 1 ) الجوامع الفقهيه - غنية النزوع ، ص 584 .
( 2 ) اشارة السبق ، ص 144 .