« قم يا هذا أبكيت ملائكة السماء و ملائكة ، الارض ، فان اللّه قد تاب عليك ، قم و لا تعاودنّ شيئاً مما فعلت . » « 1 » اى مرد برخيز ، تو فرشتگان آسمان و فرشتگان زمين را به گريه انداختهاى . خداوند توبهات را پذيرفت برخيز و از اين پس هرگز آنچه را كه انجام دادى تكرار مكن .
البته در اين روايت نمىتوان احتمال آن را كه اختصاص به حدّ لواط داشته باشد ردّ كرد ، بويژه آن كه كيفر كشتن ، مانند سنگسار كردن شخص محصن ، با اندك چيزى رها و وانهاده مىشود ، به خلاف حدّى كه كمتر از كشتن باشد ، مانند تازيانه و دست بريدن .
براى همين است كه اگر اعترافكننده پس از اقرارش ، انكار كند ، سنگسار شدن از او برداشته مىشود ولى تازيانه مىخورد . از اين روى برخى فقيهان مانند ابن ادريس ، اختيار امام را در بخشيدن كيفر ، تنها در حدّ رجم مىپذيرند .
از اين گذشته در مورد روايت داريم كه شخص بزهكار توبه كرده بود ، توبهاى كه امام ( ع ) و يارانش و نيز فرشتگان آسمان و زمين را به گريه انداخته بود . شايد برداشته شدن كيفر از جهت پذيرش توبه بود و نه بخشيدن امام ( ع ) بلكه مىتوان گفت ظاهر ذيل روايت همين است ؛ چرا كه گفته نشده كه امام ( ع ) او را بخشيد ، آن گونه كه در معتبرهء طلحه آمده بود ، بلكه گفته شد كه خداوند توبهات را پذيرفت . اين عبارت سازگار با آن است كه توبه سبب سقوط كيفرهايى است كه با اقرار ثابت شوند ، هر چند پس از اثبات آن باشد . دست كم مىتوان گفت كه از اين جهت مجمل است و به هر روى اطلاقى در آن نيست كه موارد توبه نكردن بزهكار را در برگيرد .
روايت ديگر حديثى است كه در كتاب تحف العقول از امام جواد ( ع ) نقل كرده است :
« قال : و أمّا الرجل الذي اعترف باللواط ، فانه لم يقم عليه البينة ، و انّما تطوّع بالاقرار من نفسه . و اذا كان للامام الذي من اللّه أن يعاقب عن اللّه ، كان له أن يمنّ عن اللّه . أما سمعت قول اللّه : هذا عطاؤنا فامنن أو أمسك به غير حساب . » « 2 » فرمود : اما مردى كه به انجام لواط اعتراف كرده باشد ، بيّنهاى بر او اقامه نشده و تنها خود اوست كه دربارهء خويش اعتراف كرده است . اگر امامى كه از جانب خداوند است مىتواند از سوى خدا او را به كيفر
هامش
( 1 ) همان مدرك ، ج 18 / 423 .
( 2 ) همان مدرك ، ج 18 / 331 .