و طنابها را از من باز كردند . « 1 »
كسانى كه امام زمان عليه السلام را در غيبت كبرى ديدهاند
1 . در كتاب " الانوار نعمانيه " بعد از ذكر پارسايى شيخ مقدس اردبيلى رحمه الله و بالا بودن درجهاش در زهد و تقوا و ذكر بعضى از كرامتهايش نقل مىكند : مورد اعتمادترين استادم از جهت علمى و عملى به من گفت : كه اين مرد مقدس اردبيلى شاگردى از اهل تفرش داشت كه نامش مير فيض اللَّه « 2 » بود وى مىگويد : من حجرهاى در مدرسهاى داشتم كه به گنبد شريف مسلط بود . يك شب كه از مطالعه فارغ شدم و بسيارى از شب گذشته بود ، از حجرهام خارج شدم تا در حياط حرم نگاه كنم . آن شب ، بسيار تاريك بود ؛ در اين هنگام مردى را ديدم كه رو به حرم حضرت مىآمد ، پيش خود گفتم : « شايد اين دزد است آمده تا چيزى از قنديلها را بدزدد » .
پايين آمدم و به نزديكش رفتم ، من او را مىديدم ، ولى او مرا نمىديد . به طرف در رفت و ايستاد ، ديدم كه قفل درِ حرم باز شد و درِ دوم و سوم هم همين طور براى او باز شدند . نزد ضريح رفت و سلام كرد و از طرف قبر ، جواب سلامش داده شد ، صدايش را هنگامى كه با امام عليه السلام در مسئله علمى صحبت مىكرد ، شناختم ، صداى شيخ مقدس اردبيلى بود . از شهر بيرون آمد و به سوى مسجد كوفه روانه شد . من نيز
هامش
( 1 ) . الكلم الطيب ، ص 63 .
( 2 ) . او اميرفضل اللَّه پسر عبدالقاهر حسينى تفرشى است . در « امل الآمل » مىگويد : او فاضل ، محدث و جليل بوده و كتابهايى داشته كه از جمله آن شرح مختلف و كتابى در اصول كه به آن دو كتاب ، دايى پدرم ، شيخ على پسر محمود عاملى خبر داده و در نجف بر او خوانده و از او اجازه دارد و فضل ، علم ، صلاحيت و عبادتش را توصيف كرده است .