و نياز با خداوند بلند مرتبه واو را به پيامبر وامامان عليهم السلام قسم دادم . هنگامى كه شب جمعه بود ، نماز را تمام كردم و خوابيدم و پيامبر صلى الله عليه و آله را در خوابم ديدم كه فرمود : « به من ، به دختر و دو پسرم براى چيزهاى دنيوى متوسل مشو ، مگر براى طاعت و عبادت خداوند بزرگ و خشنودى او ؛ ولى در مورد على عليه السلام برادرم بدان كه او از آنكه به تو ستم روا نموده ، انتقامت را مىگيرد » .
گفتم : « اى رسول خدا ! چگونه از آنكه به من ستم روا داشته ، انتقام مىگيرد كه به طنابى بسته شدهام و نمىتوانم انتقام بگيرم و حقم گرفته شده و نمىتوانم سخنى بگويم » . ايشان به من ، همانند فرد متعجّبى نگريست و فرمود : « اين پيمانى است كه انجامش را به عهده گرفتهام و فرمانى است كه او را به آن امر نمودم و به وعدهاش عمل خواهد نمود . آگاه باش ! بدى و بدبختى براى كسى است كه با ولىّ خداوند بدى و دشمنى كند . از امام سجاد عليه السلام براى نجات از دست پادشاهان و دسيسه شياطين ، از باقر عليه السلام و صادق عليه السلام براى نجات از عذاب آخرت و آنچه براى خداوند از بندگى و اطاعت او مىخواهى ، از موسى كاظم عليه السلام تندرستى را از خداوند درخواست كن ، از على بن موسى الرضا سلامتى در خشكىها و درياها را طلب كن ، از جواد عليه السلام درخواست روزى و رزق از خداوند بنما ، از هادى عليه السلام براى انجام مستحبات و نيكى به برادران و پيروى و عبادت خداوند تعالى را درخواست كن و از عسكرى عليه السلام و صاحب الزمان عليه السلام پس اگر شمشير به سويت رسيد و دستش را بر حلقهاش گذاشت ، از آنها يارى بجوى كه تو را يارى مىكنند » .
در خواب فرياد زدم : « اى صاحب الزمان ! مرا درياب كه سختى و مشكل به من روى آورده است » . ابوالوفاء گفت : از خوابم بيدار شدم و مأموران حاكم ، بندها
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٣٣