تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
مثال عالم معانى و حقايق با علوم و معلومات بشر ، مثال الفاظ است با معانى و مسايل . علم الفاظ و لغات هر چه دامنه دار و وسيع باشد ، قطعاً تمام معانى را شامل نيست ؛ زيرا لغات ، الفاظ و كلمات ، محدود و متناهى است ؛ ولى معانى و اشيا نامتناهى است و هيچ‌گاه محدود و متناهى ، نامحدود و نامتناهى را فرا نخواهد گرفت ، چنانچه شاعر عرب مىگويد :
وَإِنَّ قَمِيصاً خِيطَ مِنْ نَسْجِ تِسْعَةٍ * وَعِشْرِينَ حَرْفاً عَنْ مَعالِيهِ قاصِرٌ
كامل‌ترين و وافىترين بيانى كه اين حقيقت را بيان كرده ، قرآن مجيد است كه در يك آيه مىفرمايد : « قُل لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبّى لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِماتُ رَبّى وَلَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً » ؛ « 1 » « اى پيامبر ! بگو اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار من مركّب شود ، قبل از آنكه كلمات الهى تمام شود ، دريا خشك خواهد شد هرچند دريايى ديگر ضميمه آن كنند » . قرآن مجيد چهارده قرن پيش در اين آيه ، كه هر روز اعجاز و قدرت علمى آن ظاهرتر مىشود ، با فصيح‌ترين بيان ، عظمت و كثرت بىنهايت مخلوقات عالم كون را اعلام كرد و احاديث و اخبار اهل بيت نبوّت هم اين حقيقت را تشريح و روشن ساخت . مثلًا در آن عصرى كه بشر تعدادكمى از ستارگان را بيشتر نمىشناخت ، در مقام مبالغه بيان كثرت چيزى ، آن را به عدد قطرات باران و ريگ بيابان و ستارگان آسمان قياس مىكردند . و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه در مقام بيان قصور فهم بشر از درك
هامش
( 1 ) . سوره كهف ، آيه 109 .