آيا مىتواند بگويد : چون من چيزى را نديدهام ، آن چيز نيست و چون سرّ و فايده چيزى را كشف نكردهام ، آن چيز بىفايده و بىسرّ است ؟ !
حاشا و كلّا ! بشر هرچه هم عالم و دانشمند باشد ، هرگز چنين ادّعايى را نخواهد كرد ؛ بلكه هرچه علمش بيشتر باشد ، بيشتر خود را از اينگونه دعاوى تبرئه مىكند .
صاعقه كه هزارها سال مورد خشم و سبب ترس و بيم بشر بود ، در آن اعصارى كه علم به خواص و منافع آن پى نبرده بود و به آيات قدرت خدا و معجزات آفرينش كه در اين قوّه رهيبه پنهان است و تأثير آن در زندگى نبات و حيوان آگاه نشده بود ، آيا اين خواص و منافع را نداشت و يكى از نعمتهاى بزرگ خداوند متعال نبود ؟
و آنهايى كه آن را فقط مظهرى از مظاهر نعمت و عذاب مىشمردند ، اشتباه نمىكردند ؟ ! « 1 » عالم و دانشمند ساختمان جهان را براساس منطق و نظام صحيح مىداند و اين ظواهر را گنجينه حقايق مىشناسد و عالم را مدرسهاى مىبيند كه بايد در آن حكمت و علم بياموزد و از بحث در خواص ، لوازم و آثار اجزاى اين عالم لذّت مىبرد و همين الغاز و معميات برايش لذّتبخش است و تحيّر او كه نتيجه يك عمر تحصيل و كاوش است ، بهترين لذايذ زندگى دانشمندانه او است ، كه هيچ لذّتى با آن برابر نمىشود .
او جهان را مانند يك مسأله پيچيده رياضى و هندسى مىبيند كه در ظاهر ، حلّ آن آسان است ؛ ولى وقتى وارد مىشود ، هرچه جلوتر مىرود ، غموضت و دشوارى
هامش
( 1 ) . راجع به فوايد عجيب و بااهمّيت صاعقه مراجعه شود به مقاله : " الصواعق نعمة " تلخيص از مجله ماهيانه " بوبيلدر ساينس " و " المختار من ريدر زدايجست " ، ص 106 ، شماره اكتبر ، 1959 .