و اضافه چند نكته بر آن اين هفت صفت را بيان مىنماييم .
صفت اولى اين است كه : خداى تعالى ايشان را براى امر خود و دينش در عالم و هدايت خلق برگزيد و برگشتش به اين است كه رياست كامله عامّه را به ايشان افاضه فرموده است و به تعبير اين ناچيز ، چون كلمه " امر " مطلق است ، دلالت دارد بر اينكه آنها را براى هر كار خدايى و هر عملى كه مشيت اللَّه بر آن تعلق مىگيرد ، برگزيده است ؛ خواه امر دين باشد يا دنيا .
صفت دوم اين است كه : آنها را خازنان و حافظان علم خود قرار داده كه آن را از ضايع شدن و آلودگى به افكار باطل و انديشههاى شيطانى و نادرست حفظ نمايند ، و چنانكه هست و بايست به بندگان خدا تعليم نمايند .
صفت سوم اينكه : ايشان را حافظان و نگهبانان دين خود قرار داده است تا آن را از تبديل و تحريف مصون بدارند .
صفت چهارم اينكه : آنها را جانشينان و خلفاى خود در زمين قرار داده است كه به انفاذ و اجراى اوامر او در عالم و سياست مردم و جذب نفوس ناطقه به سوى او و تكميل ناقصان قيام نمايند .
صفت پنجم اين است كه : آنها را حجّتهاى خود بر بندگانش قرار داده است كه اين معنا در اينجا مورد استناد و استفاده ما است .
در اينجا سيّد مىفرمايد : حجّت برحسب لغت غلبه است و به طور مجاز يا حقيقت عرفى استعمال آن در بُرهان شايع گرديده است و در احاديث و عرف متشرّعه ، اطلاق آن بر كسى كه خدا او را براى دعوت خلق و دعوت انسان به سوى او و براى احتجاج به او منصوب فرموده است ، شيوع دارد .
صفت ششم اين است كه : ايشان را از هر رجس و آلودگى پاك قرار داده است .
صفت هفتم اين است كه : آنها را وسيلهاى به سوى خود مقرر كرده است .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 396
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٩٦