امّا شرح و بيان آن بر عهدهء ائمه عليهم السلام گذارده شده است .
و چه بسا احكامى كه در تبليغ آنها به اميرالمؤمنين عليه السلام اكتفا شده باشد تا آن حضرت و اوصياى بعد از آن بزرگوار به مردم برسانند و از اين جهت در جريان تاريخى غدير ، آيه " اكمال دين " نازل گرديد ، اين اكمال نه به آن جهت بود كه همه آنچه بايد به مردم ابلاغ گردد و تفصيلات و دقايق آنها ابلاغ شده باشد ؛ بلكه به اين جهت كه شخصى كه به هرآنچه بر پيغمبر وحى شده عالم است ، به مردم معرفى شود تا همه جا كلامش حجت باشد .
اشتباه نشود مقصود ما از اين بيان نيست كه دين ناقص بوده و به وسيله امامان عليهم السلام كامل گرديده است ، حاشا و كلّا ؛ بلكه مقصود اين است كه : تكميل ابلاغ دين كه بر پيغمبر نازل شد ، به امر خدا از سوى پيغمبر به عهده امامان گذارده شد كه به مردم برسانند ، چنانكه هر نسلى بايد آنچه را كه از دين مىداند ، به نسل بعد منتقل سازد و ابلاغ نمايد ، همانطور كه ابلاغ دين به تمام مردم عصرهاى آينده و تمام مردم عصر بعثت حضرت خاتم الانبيا ميسّر نبود ، همينطور ابلاغ همه احكام و تفاصيل و مسايلى كه مربوط به اختلاف و استفاده از كتاب و سنّت به مرور زمان پيش مىآيد ، در همان عصر بعثت ميسّر نبود ، لذا برحسب حكمت بالغه الهى و قاعده لطف ، بايد بعد از پيغمبر افرادى باشند كه ابلاغ دين و اتمام حجت را كامل كنند و مردم را از تحيّر و سرگردانى نجات بدهند .
و اگر اين نظام امامت نبود ، دين ناقص و ناتمام بود ، لذا با ابلاغ ولايت ، دين كامل گرديد .
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در تبليغ رسالت كوتاهى نفرمود و هرچه را از وحى خدا متحمل شد يا مستقيماً به امّت رسانيد - مثل اصول عقايد و معارف و احكام كلى و بسيارى از فروع دين - و يا به على عليه السلام ابلاغ كرد ، تا او و امامان بعد از او در
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 394
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٩٤