نگردد . ( يعنى براى احدى نيست كه از فرمان او تخلف كند و بر آنچه او امر مىكند و هدايت مىنمايد ، چيزى بيفزايد يا از آن چيزى كم كند ) . پس او ( يعنى امام ) مستمسك پناهندگان ( يعنى آنها را به سبب هدايت به سوى راه راست ، از انحراف و افتادن در افراط و تفريط مانع مىشود ) و پناهگاه مؤمنان است ( يعنى مؤمنان در حوادث و هنگام بروز شبههها به او ملتجى مىشوند ) و دستگيره متمسكين است ( يعنى هر كس را كه به او تمسك بجويد و به او اقتدا بنمايد ، نجات مىدهد ) و بها و جمال جهانيان است ( يعنى نظام عالم و جمال جهان و انتظام امور به وجود او قائم است ) » .
اين فقره دعا كه دلالت بر عظمت شأن امام دارد ، اگر مقصود از دين در كلمه " دينك " دعوتى باشد كه تمام انبيا به آن رسالت داشتند ، دلالت بر اين دارد كه در هر عصر و زمانى ، امامى كه يا شخص پيغمبر يا وصى و جانشين او است ، از سوى خدا نصب شده است . و اگر مقصود اين است كه در هر عصر و زمان ، دين اسلام به امامى كه خليفهء پيغمبر و منصوب از سوى خدا است ، مؤيد مىباشد .
و مخفى نماند از اين بيانات و ارشاداتى كه در احاديث و ادعيه است ، نياز مردم به وجود امام و حجت در هر عصر و زمان معلوم مىشود ؛ زيرا شرح و بيان نواحى مختلف دين ، آن هم دينى مثل دين اسلام و تفسير مجمل و مفصل و محكم و متشابه و خاص و عام و ناسخ و منسوخ كتاب و سنّت و دقايق مسايل عقايد و احكام ، امورى نيست كه بر غير بشر مؤيد عند اللَّه مكشوف باشد . پس بايد بين امّت در هر عصر ، شخصى باشد كه مرجع در تمام امور باشد و قولش حجت و قاطع هرگونه اختلاف و امان از گمراهى و ضلال باشد .
چنانكه احاديث متواتر مثل حديث متواتر ثقلين نيز بر اين معنى دلالت دارد و حضرت زين العابدين عليه السلام بيانى طولانى دارند كه ابن حجر از آن حضرت نقل
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 392
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٩٢