به طور مثال گفتهاند : ماهيان دريا نزد ماهى دانايى رفتند و به او گفتند هميشه مىشنويم كه به ما مىگويند : حيات شما از آب است ، آب را به ما بنمايان . آن ماهى جواب داد : شما چيزى غير از آب به من نشان دهيد تا من آب را به شما نشان دهم .
و جهت ديگر كه اينگونه خفا و نهانى را موجب مىشود ، اين است كه هر چيزى به ضد خود معروف و شناخته مىگردد ؛ « تُعْرَفُ الْأَشْيآءُ بِأَضْدادِها » ؛ مثلًا روشنايى و نور به ظلمت و تاريكى ، علم به جهل ، و صحّت و تندرستى به بيمارى شناخته مىشوند ؛ امّا اگر چيزى را ضد نباشد ، شناسايى او بر بسيارى پنهان مىماند و چون خدا را ضدّى نيست ، هيچگاه جهان بىخدا نبوده و نخواهد بود ، لذا اثر فيض خدا در پيدايش اين جهان و بقا و پايدارى آن ناشناخته مىماند و كمال ظهور موجب خفا مىگردد .
سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد * آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مىكرد
گوهرى كز صدف كون و مكان بيرون بود * طلب از گم شدگان لب دريا مىكرد
بىدلى در همه احوال خدا با او بود * او نمىديدش و از دور خدايا مىكرد
و آخرين توضيح ديگر در مراتب معرفت اللَّه كه به طور فشرده بيان مىشود ، اين است كه معرفت اللَّه در مرتبهاى كه خود حاوى مراتب زياد است ، عبارت است از : سلب نعوت و صفاتى كه ذات بارى تعالى از آن منزّه است ، مثل جهل و عجز و جسميت و تركيب و غيره كه بارى تعالى از آنها منزّه است .
و مرتبه ديگر كه آن نيز مراتب بسيار دارد ، معرفت صفات كماليه مثل وجود و وجوب و قيّوم و عالم و قادر و حىّ و سميع و بصير است كه اين صفات همه از