تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
آن است ؛ نظير آنچه در تفسير آيه كريمه : « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » « 1 » فرموده‌اند : « أَيْ ثَبّتْنا عَلَى الصّراطِ الْمُسْتَقِيمِ » . و ممكن است مراد از طلب معرفت ، طلب افزايش كمال و درجات و منازل بالاتر باشد ؛ چون هر مرتبه‌اى از مراتب معرفت را كه انسان حاصل نمايد ، ارتقا به مراتب بالاتر از آن را بايد وجهه همت قرار دهد . و محتمل است مقصود از اينكه از خدا طلب معرفت مىشود ، اين باشد كه خدا خودش ، خود را به بنده بشناساند ؛ زيرا هرچند انسان به هرچه او را بشناسد ، آن معرفت هم به دلالت خدا مىباشد ؛ چون همان شىء دلالت كننده را او آفريده است و خود را به آن شناسانده است و خود انسان را نيز كه يكى از مجموعه‌هاى دلايل بىشمار او است ، او آفريده است ، و انسان هم عارف است و هم دليل معرفت و معرف است با اين‌حال ، مراتبى از مراتب معرفت است كه عنايت مستقيم الهى سبب آن مىشود و در اثر دعا و عبادت و خضوع و خشوع حاصل مىگردد و شخص عارف از اين نوع عرفان اشراقى ذوق مىكند و به‌وجد مىآيد . بنابراين ، مقصود دعا كننده اين نيست كه : معرفت ندارم يا تو را با آثار و دلايل نشناخته‌ام ؛ بلكه مقصودش اين است كه تو خودت ، خودت را به من بشناسان و اين معرفت مانند نورانيت عقل است كه خدا افاضه فرموده است و هركس آن را دارا شد ، سخت در نگهدارى آن مراقبت مىنمايد . ما همه چيز را به خدا شناخته‌ايم ، زمين و آسمان و كوه و دريا و حيوان و انسان
هامش
( 1 ) . سوره فاتحة الكتاب ، آيه 6 .