تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
و دعايش اين دعا مىشود . « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلى حُبّكَ » ؛ « خدايا روزى من فرما دوستى خودت و دوستى هر كس كه تو را دوست مىدارد و دوستى هر عملى كه مرا به دوستى تو مىرساند » . و در مناجاتش با خدا ، او را اين‌گونه توصيف مىنمايد : « أَنْتَ الَّذِي أَزَلَّتِ الْأَغْيارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبّائِكَ حَتّى لَمْ يُحِبُّوا سِواكَ وَلَمْ يَلْجَئُوا إِلى غَيْرِكَ » ؛ « تويى آنكه بيگانگان را از دل‌هاى دوستانت مىبرى تا غير از تو كسى را دوست نداشته باشند و به غير تو پناه نبرند » . و حاصل آنكه آثار معرفت ، بايد در اعمال و رفتار انسان ظاهر باشد ؛ چون اگر آثار آن نباشد ، از عدم اثر پى به عدم مؤثر مىبريم . و از جمله علايم معرفت ، شوق به عبادت و دعا و مناجات و خلوت با حضرت قاضى الحاجات و انجام تكاليف و فرايض است كه در عارف به خدا و عارف به آثار و بركات دعا و عبادت و اطاعت بايد وجود داشته باشد . بالجمله تفاوت مراتب معرفت از تفاوت تعهدات دينى و التزامات اسلامى افراد معلوم مىشود . هرچند طريق معرفت صاحبان مراتب ، مشاهده آثار و مصنوعات و مخلوقات باشد كه جميع خردمندان در آن شركت دارند ؛ از انبيا تا افراد عادى ، چنان‌كه در قرآن مجيد مىفرمايد : « وَكَذلِكَ نُرِى إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّموَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ