و دعايش اين دعا مىشود .
« اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلّ عَمَلٍ يُوصِلُنِي إِلى حُبّكَ » ؛
« خدايا روزى من فرما دوستى خودت و دوستى هر كس كه تو را دوست مىدارد و دوستى هر عملى كه مرا به دوستى تو مىرساند » .
و در مناجاتش با خدا ، او را اينگونه توصيف مىنمايد :
« أَنْتَ الَّذِي أَزَلَّتِ الْأَغْيارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبّائِكَ حَتّى لَمْ يُحِبُّوا سِواكَ وَلَمْ يَلْجَئُوا إِلى غَيْرِكَ » ؛
« تويى آنكه بيگانگان را از دلهاى دوستانت مىبرى تا غير از تو كسى را دوست نداشته باشند و به غير تو پناه نبرند » .
و حاصل آنكه آثار معرفت ، بايد در اعمال و رفتار انسان ظاهر باشد ؛ چون اگر آثار آن نباشد ، از عدم اثر پى به عدم مؤثر مىبريم . و از جمله علايم معرفت ، شوق به عبادت و دعا و مناجات و خلوت با حضرت قاضى الحاجات و انجام تكاليف و فرايض است كه در عارف به خدا و عارف به آثار و بركات دعا و عبادت و اطاعت بايد وجود داشته باشد .
بالجمله تفاوت مراتب معرفت از تفاوت تعهدات دينى و التزامات اسلامى افراد معلوم مىشود . هرچند طريق معرفت صاحبان مراتب ، مشاهده آثار و مصنوعات و مخلوقات باشد كه جميع خردمندان در آن شركت دارند ؛ از انبيا تا افراد عادى ، چنانكه در قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَكَذلِكَ نُرِى إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّموَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 375
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٧٥