آنچه مسلم است و از آيات قرآن مجيد و حكمت و نزول كل آن و حكمت نبوّات و فرستادن پيغمبران استفاده مىشود ، اين است كه بشر در هدايت و ضلالت مختار است و غير مختار بودن او نافى تمام حكمتهاى مرقوم است و اگر مرحله سلب اختيار جلو مىآيد ، به سوء اختيار خود او است و اينكه مقدمات آن را فراهم مىكند .
بنابر اين با قطع نظر از آيات ديگر و قراين حالى و مقامى كه در استظهار و مراد هر متكلّم از كلامش مورد اتّكا است ، بايد با توجّه به آيات ديگر و قرائن حال و مقام ، آيه يا حديثى كه دلالت بر نفى اختيار نمايد ، ظهور آن را دريافت نمود و نمىتوان يك جملهاى را گرفت و بدون توجّه بر منطق گوينده و هدف او و مقاصدى كه از گفتارش دارد و قراينى كه به آن اعتماد مىكند ، آن را معنى نمود . بنابراين مىگوييم :
هدايت و اضلال هر دو از جانب خدا است ؛ امّا برحسب حكمت و نظامات و تقديرات الهى ، به طورى كه با حكمتهاى ديگر بارى تعالى منافى نباشد ، جريان خواهد داشت .
پاسخ سوم به اشكال اين است كه : اضلال و ارشاد هر دو در اين عالم طبيعت و تكليف ، وجود پيدا مىكنند . به عبارت ديگر : ضلالت و هدايت هر دو موجود مىشوند و تمام مردم به دو گروه و دو فرقه تقسيم مىگردند و چون كل عالم مخلوق خدا است ، اضلال و ارشادى كه در عالم هست ، و بر اساس جريان اسباب و مسبّبات فراهم مىشود و بايد هم بشود ، لذا به او نسبت داده مىشود ؛ يعنى قاعده و قانون و سنّت الهى است كه وقتى اسباب و علّت ضلالت يا هدايت فراهم شد ، معلول آن - كه ضلالت يا هدايت است - نيز فراهم شود . لذا نسبت اضلال و ارشاد به او جايز است ، هرچند فعل به واسطه او نباشد ، و فعل حقيقى غير باشد .
چون كل عالم فعل او است و او است كه انسان را به نوعى آفريده است كه وقتى راه راست و روش نيكويى را پيش گرفت ، به آن انس مىيابد و بر هدايتش افزوده
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 365
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٦٥