تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
كريم مىفرمايد : « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَسآءُوا السُّوأى أَن كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَكانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُونَ » ؛ « 1 » « سرانجام كار آنان كه به اعمال زشت پرداختند ، اين شد كه كافر شده و آيات خدا را تكذيب و تمسخر كردند » . ملائكه از او دورى مىجويند و قلب او تاريك مىشود و هرچه گناه و طغيان ( بالخصوص اگر از روى سركشى و بىاعتنايى به امر منعم حقيقى و اصرار بر مخالفت باشد ) زياد شود ، دورى ملائكه از صاحب اين معاصى بيشتر شده و قلبش تاريك‌تر مىگردد و زمينه مصاحبت شياطين جنى و انسى با او فراهم مىشود . چنان‌كه هرچه اطاعت و فرمان‌برى و خدابينى و خداشناسى در شخص افزايش يابد ، ملائكه كه جنود الهى و مأمور كمك به بندگان صالح هستند و تا حدّى به او نزديك مىشوند كه از هر سو او را فرا مىگيرند و راه را بر شياطين مىبندند . لذا در احاديث است : مؤمن وقتى به نماز مىايستد ، ملائكه به او اقتدا مىكنند . « المؤمن وحده جماعة » . به عكس ، وقتى هم بنده‌اى معصيت كند ، ملائكه از او دور مىشوند و صلاحيت نزول بركات غيبى از او سلب يا ضعيف مىگردد . جواب ديگر اين است كه : مسأله اين اضلالات هم جزء مسايل قضا و قدر الهى است كه آگاهى به تفاصيل آن ، براى غير آنان كه مؤيد من عند اللَّه ( رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ساير معصومين عليهم السلام ) باشند ، فراهم نمىشود و شايد از فروع " امر بين امرين " باشد و مسأله توفيقات و هدايت‌هاى خاصه كه منتهى به وصول به مطلوب مىشود ، نيز از همين مسائل است و خدا خود عالم به چگونگى آن است .
هامش
( 1 ) . سوره روم ، آيه 10 .