تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
مىشود و اگر راه باطل را گرفت و به آن انس پيدا كرد ، هرچه آن را ادامه داد ، ضلالتش افزون مىگردد و تاريكى و تيرگى قلب او بيشتر مىشود ، و اگر غير از اين باشد ، عالم ناقص است و تكليف و آزمايشى كه منظور است ، انجام نمىگيرد . بندگان نيز به اختيار خود ، خود را در معرض اضلال يا هدايت و تأثير آنها قرار مىدهند . پاسخ چهارم اين است كه : اصلًا ضلالت و گمراهى از امور عدمى است و پُرواضح است كه ايجاد به اعدام و شرور تعلق نمىگيرد ، ضلالت و گمراهى عدم توفيقات و فرصت‌ها و عناياتى است كه به جهت تكميل مراتب هدايت و يا اتمام حجت و قطع عذر شامل حال بندگان مىشود و به سلب اين فيض‌ها و محروميت از اين رعايت‌ها اضلال مىگوييم ، لذا مىفرمايد : « إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ » ؛ « 1 » « همانا خدا قوم فاسق را هدايت نخواهد كرد » . چنان‌كه مىفرمايد : « يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ » ؛ « 2 » « خداوند كافران را گمراه مىگرداند » . و « وَيُضِلُّ اللَّهُ الظّالِمِينَ » ؛ « 3 » و اين هدايت ، غير از هدايتى است كه نسبت به همگان و هر عاقلى به وسيله عقل و انبيا و ساير حجج الهى انجام شده است و در برابر آن اضلال متصوّر نيست . و پاسخ پنجم اين است كه : " اضلال " بر دو نوع است : يك نوع آن اين است كه " اضلال " سبب ضلال و گمراهى شود ، مثل اينكه براى كسى باطل را زينت بدهند
هامش
( 1 ) . سوره منافقون ، آيه 6 . ( 2 ) . سوره مؤمن ، آيه 74 . ( 3 ) . سوره ابراهيم ، آيه 27 .