و خير و شر و نيك و بد را تميز مىدهد و خداى تعالى به وسيله آن انسان را بر ساير موجودات زنده اين كره خاكى برترى داده است .
" نبوّت و امامت " نيز ظهور اسم " الهادى " و راهنماى عقل و ميزان و معيار و نگهبان اعتدال و رساننده و مبيّن برنامههاى الهى و نسخههاى سعادت فكرى و عملى انسانند .
بشر از طريق نبوّت انبيا و امامت اوصيا ، به برنامههاى سعادت روح و جسم و دنيا و آخرت و معارف يقينى هدايت مىشود و از چشمهء زلال علوم و آگاهىهاى آن مىنوشد .
اگر انبيا نبودند و خداوند آنها را نفرستاده بود ، هيچ راه قطعى و يقينى در اختيار بشر قرار نمىگرفت . فلاسفه و حكما با آن همه فرياد و طمطراق نتوانستهاند در مسايلى كه فكر بشر را به خود مشغول نموده به يك زبان حرف بزنند و به طور قطع نظر بدهند ، حتى بسا يك فيلسوف در دوره زندگىاش ، در اين مسايل نظرات مختلف اظهار نموده و سرگردانى خود را در اين مسايل آشكار مىكند .
امّا اين انبيا و اوصيا بودند كه همه يك زبان و با كمال قاطعيت و سرشار از ايمان و يقين ، اين مسايل را براى بشر بازگو كردند و تاريكىها و تحيّرها و ضلالتها را از ميان بردند .
هيچ صنفى از اصناف بشر به قدر اين صنف بر بشريت حقّ ندارد ، لذا اينها حجج الهى هستند و اعظم و اتمّ آنها ، شخص مقدّس خاتم الانبيا محمّد بن عبداللَّه صلى الله عليه و آله و خلفا و جانشينان آن حضرت ، على بن ابىطالب عليه السلام و يازده فرزند آن بزرگوار عليهم السلام مىباشند .
و اگرچه آنطور كه گفته شد ، حجّتهاى الهى بىشمار است و همه و هرچه هست حجّتند ؛ امّا ظهور حجّيت اين چهارده تن چنان است كه همه حجج تحت
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 357
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٥٧