تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
مىشود ، نبوّت هم اطلاق مىگردد و وجه صحّت حمل رسول ، وجه صحّت حمل نبى بر صاحب رسالت مىباشد . بنابراين مفهوم نبى و نبوّت اعم از رسول و رسالت است ؛ امّا لزومى ندارد كه مثل اعم و اخص مطلق ، اعم دو مصداق داشته باشد ؛ بلكه مىتوان گفت : نبى و رسول مصداقاً واحدند و نبى بر غير رسول اطلاق نمىشود ، هرچند اطلاق آن بر رسول به لحاظ جهتى است كه اعم از رسالت است . و اگر اين جهت را كه نبى و رسول مصداقاً واحدند ، قبول نكنيم و گفته شود : چون بر بعضى از انبياى بنى اسرائيل با اينكه رسالت و پيامى براى قوم نداشتند ، نبى اطلاق شده است ، بنابراين هر رسولى نبى است و هر نبىّاى رسول نيست . پاسخش اين است كه : به هر صورت ، اطلاق نبى بر رسول به لحاظ همان حيثيتى است كه بر نبى غير مرسل اطلاق مىشود . علاوه بر اين ، نكته ديگرى كه محتمل است از آيه شريفه : « فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيّينَ مُبَشّرِينَ وَمُنذِرِينَ » ؛ « 1 » « خدا رسولان را فرستاد تا نيكوكاران را بشارت دهند و بدكاران را بترسانند » . استفاده شود ، اين است كه خدا انبيا را مبعوث فرمود ؛ يعنى پس از آنكه داراى مقام و منصب نبوّت ( هرچند به معناى خبر داده شده و اسم مفعولى باشد ) شدند ، آنها را برانگيخت و به رسالت فرستاد . بنابراين امكان دارد به اين نحو واقع شده باشد كه پيغمبران قبل از رسالت به مقام نبوّت نايل شده باشند ، مگر در مواردى كه تصريح به نحو ديگر شده باشد . و در آنچه گفته شد ، فرقى نيست بين اينكه نبى مشتق از " نبأ " باشد يا اينكه مشتق از " نبوّت " به معناى بلندى رتبه و علوّ شأن باشد ،
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 213 .