بازآى كه تو خشنود ( به نعمتهاى ابدى او ) و او راضى از ( اعمال نيك ) تو است ، بازآى و در وصف بندگان خاص من درآى و در بهشت ( رضوان ) من داخل شو » .
سرافراز مىشود ، چنانكه در كافى است كه از حضرت صادق عليه السلام سؤال شد :
« هَلْ يَكْرَهُ الْمُؤْمِنُ عَلى قَبْضِ رُوحِهِ » ؛
« آيا مؤمن بر قبض روحش اكراه مىشود » .
فرمود : لا واللَّه ؛ نه به خدا سوگند ! به تحقيق وقتى ملك الموت براى قبض روح او مىآيد ، جزع و بىتابى مىكند . ملك الموت به او مىگويد : جزع نكن به خدا سوگند من به تو مهربانتر از پدرت هستم اگر حاضر بود . سپس مىگويد : نگاه كن ! نگاه مىكند انوار محمّد صلى الله عليه و آله و على و فاطمه زهرا و حسن و حسين و ساير ائمه عليهم السلام را مىبيند . ملك الموت به او مىگويد : اينها هستند رفقاى تو در بهشت ، در اين حالت هيچ چيزى براى او از قبض روحش خوشايندتر نيست .
بديهى است اين نفس مطمئنه نيز مراتب متعددى دارد ، چنانكه يقين نيز داراى مراتب و درجاتى است تا برسد به مرتبه بلند سيّد الشهداء حسين عليه السلام كه بالاترين مراتب اطمينان نفس را دارا بود و در حركت تاريخى كربلا ، از آغاز تا پايان ، بر سر موضع الهى خود ايستاد و مصايب جانكاه ، كه شجاعترين و دلاورترين افراد را سست مىنمايد و از انجام تصميم و تعقيب هدف باز مىدارد ، او را از انجام تصميم و تعقيب هدف مقدسش باز نداشت . لذا سوره فجر كه اين آيه : « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . . . » آخرين آيه آن است ، به نام آن حضرت نامگذارى شده است . و در روايت است :
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 350
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٥٠