فرمود :
« عَجِبْتُ لِمَنْ هَلَكَ كَيْفَ هَلَكَ » ؛
« تعجب دارم از كسى كه هلاك گرديد چگونه ( و چرا ) هلاك گرديد » .
سخن حسن بصرى بر اين مبنا است كه : سير عادى هركسى به سوى هلاكت است ، لذا اگر كسى نجات يافت جاى شگفتى است ؛ ولى رهنمود امام عليه السلام اين است كه مسير عادى هركسى به سوى رستگارى و كمال و رسيدن به قرب الهى و وصال معنوى است ؛ لذا اگر كسى نجات يافت ، جاى تعجب نيست كه با فطرتى كه انسان دارد و با وسايل و نعمتهايى كه در اختيار دارد و مىتواند از همه ، در سير الى اللَّه تعالى يارى بگيرد و همه را با خود همكار سازد و با اين همه هدايتهاى فطرى و عقلى و شرعى هلاك گردد ، اين هلاكت جاى تعجب است .
بنابراين ظاهراً الف و لام در كلمه " النفس " براى عهد است و مقصود همان نفس امّاره است و مراد از نفس امّاره هم نفس انسان در حال سقوط و سيرهاى حيوانى او است و در رواياتى كه در مذمّت نفس رسيده ، مراد همين نفس است و دستوراتى كه براى تهذيب و تزكيه نفس و جهاد با آن رسيده يا مستقيماً به جهاد با اين نفس نظر دارند يا پيشگيرىهايى را پيشنهاد مىنمايند كه نفس انسان متمايل به اين حال نگردد و در سير كمالى خود فعّالتر شود .
مقامات چهارگانهاى كه علماى اخلاق با استفاده از راهنمايىهاى قرآن مجيد و اهل بيت عليهم السلام طى آن مقامات را توصيه نمودهاند ، يا خط جهاد با نفس است و يا مربوط به تكميل نفس اين مقامات ، عبارتند از : " محاسبه " و " مشارطه " و " معاتبه " و " معاقبه " ، چنانكه در احاديث نيز وارد شده است :
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 346
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٤٦