« رَجَعْتُمْ مِنَ الْجِهادِ الْأَصْغَرِ وَبَقِيَ عَلَيْكُمُ الْجِهادُ الْأَكْبَرُ » ؛ « 1 »
« از جنگ و جهاد كوچك برگشتيد و حال آنكه جهاد بزرگتر براى شما باقى است » .
همين جهاد با نفس است كه بسيار دشوار است و حتى بعضى از عواملى كه در جهاد با كفار يار و مددكار انسانند يا حداقل مانع نيستند ، در اينجا در كنار نفس ، با شخص مجاهد در ستيزند .
و چه بسا انسان گمان كند كه نفس را رام كرده و بر آن مسلط شده است ، در حالى كه همين گمان ، از تسويلات و اغوائات نفس است و چنان نفس او را در معركههاى مختلف مغلوب مىنمايد كه بسا جبران آن شكست به زودى ممكن نگردد .
دوزخ است اين نفس و دوزخ اژدهاست * كو به درياها نگردد كم و كاست
نفس را هفتصد سر است و هر سرى * از ثرى بگذشته تا تحت الثرى
اگر انسان زمام نفس را در اختيار بگيرد ، نفس يار و مددكار او در سلوك طريق كمال و سير الى اللَّه خواهد شد و از سوى ديگر : اگر آن را به حال خود واگذارد ، تقاضاهاى عجيب و غريب و مهلك و وحشتناك از او مىنمايد و هرچه بيشتر به تقاضاى او توجّه كند ، تقاضاهاى خطرناك او بيشتر مىشود .
النَّفْسُ رَاغِبَةٌ إِذا رَغَبَتْها * وَإِذا تُرَدُّ إِلى قَلِيلٍ يَقْنَعُ
بارى چه بسيار قهرمانان و زورمندان كه در ميدان نبرد با نفس مانند گنجشكى
هامش
( 1 ) . كافى و وسايل الشيعه ، باب جهاد نفس .