« إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنانِ اتّبَاعُ الْهَوى وَطُولُ الْأَمَلِ ؛ فَأَمَّا اتّبَاعُ الْهَوى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقّ ، وَأَمّا طُولُ الْأَمَلِ فَيُنْسِي الْآخِرَةَ » ؛ « 1 »
« همانا ترسناكترين چيزى كه من براى شما مىترسم ، دو چيز است :
تبعيت هوى و هوس و طولانى كردن آرزوها ، كه تبعيت هوا و نفس از حقّ جلوگيرى مىكند و طولانى كردن آرزوها آخرت را به باد فراموشى مىسپارد » .
2 - معنى دوم اين است كه گاهى نفس گفته مىشود و از آن ، يكى از حالات و شؤون مختلف آن قصد مىشود ؛ مانند " نفس اماره " كه صاحب خود را به بدى امر مىكند ، چنانكه در قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَما أُبَرّئُ نَفْسِى إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمَ رَبّى » ؛ « 2 »
« تبرئه نمىكنم نفس خود را ، به تحقيق كه نفس هر آينه بسيار امر كننده به بدى است ، مگر آنچه را كه خدا رحم كند » .
اگر الف و لام در كلمه " النفس " براى جنس يا استغراق باشد ؛ ظاهر آن اين است كه جنس نفس يا هر نفسى امّاره به سوء است ؛ امّا با توجّه به آيات ديگر و احاديث و روايات و اينكه فطرت بشر بر هدايت و مسير راه صواب است ، اين احتمال مردود است ، چنانكه در حديث است : امام زين العابدين عليه السلام در برابر اين سخن حسن بصرى كه گفت :
« عَجِبْتُ لِمَنْ نَجا كَيْفَ نَجا » ؛
« تعجب دارم از كسى كه نجات يافت ، چگونه نجات يافت » .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبهء 42 .
( 2 ) . سوره يوسف ، آيه 53 .