« ذلِكَ الشَّيْءُ هُوَ اللَّهُ الْقادِرُ عَلَى الْإِنْجآءِ حِينَ لا مُنْجِي ، وَعَلَى الْإِغاثَةِ حَيْثُ لا مُغِيثَ » ؛
« اين شىء آن خدايى است كه توانا بر نجات دادن است ، هنگامى كه نجات دهندهاى نيست ، و توانا به فرياد رسيدن است هنگامى كه فرياد رسندهاى نيست » .
و چه نيكو سروده است در اين معنا ، مرحوم آيت اللَّه والد قدس سره در گنج دانش :
شناسايى حقّ امرى غريزى است * در اين نكته حكم عقل طبيعى است
اگر افتى به دام ابتلايى * به جز او از كه مىجويى رهايى
بارى از جمله فرقهاى معرفت و علم اين است كه فرمودهاند : ضدّ معرفت انكار است ، چنانكه در قرآن مجيد مىفرمايد :
« يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَها » ؛ « 1 »
« نعمت خدا را شناخته ، سپس انكار مىكنند » .
و مىتوان گفت : اين هم اشعار دارد بر اينكه معرفت از امورى است كه در فطرت انسان است ، به آنچه كه به آن تعلق مىگيرد ، جهل مطلق ندارد . لذا اگر آن را نفى كرد ، انكار است . و جهل يا اعم از عدم معرفت و عدم علم است يا فقط ضد علم است . بديهى است اين دو لفظ به گونههاى ديگر استعمال مىشوند و چنان نيست كه كل مطلب در اين دو لفظ ( علم و معرفت ) اين باشد كه ما برشمرديم ؛ بلكه با مراجعه به كتب لغت و موارد استعمالات و بررسىهاى دقيقتر به نكات بيشتر مىرسيم .
چنانكه از همين بياناتى كه در اينجا نموديم ، معنا و تفسير بعضى از احاديث ،
هامش
( 1 ) . سوره نحل ، آيه 83 .