« أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّموَاتِ وَالْأَرْضِ » ؛ « 1 »
« در وجود خدا كه فاطر آسمانها و زمين است ، شكى نيست » .
و در آيه ديگر مىفرمايد :
« وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ » ؛ « 2 »
« و اگر از ايشان سؤال كنى كه چه كسى آسمانها و زمين را خلق كرده است ، هرآينه مىگويند : خدا » .
و بالجمله در اين آيات و آيات ديگرى از قرآن مجيد ، مثل آيه :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها » ؛ « 3 »
« به جانب آيين اسلام روى آور و پيوسته از دين خدا كه فطرت خلق را بر آن آفريده است ، پيروى كن » .
و از احاديث شريفه استفاده مىشود كه : معرفت خدا و رسول و امام فطرى است و نياز به تدبّر ندارد .
مقصود از اينكه گفته مىشود : دين فطرى است ، به يكى از دو معنا است : يكى اينكه دين بر بشر تحميل نشده ؛ بلكه با فطرت او موافق است و حركت در مسيرى است كه انسان بالطبع و به فطرت بايد داشته باشد و وقتى آن را بر او عرضه بدارند ، از آن سرباز نزده و ابراز تنفر نمىنمايد و دين حاجت فطرى او را بر مىآورد .
مثلًا فطرت بشر خواهان عدالت و راغب و مشتاق به خير و احسان است . از اين جهت هرچه پيشنهاد عدالت بخش به او بدهند و او را به خير و احسان ، امانت و راستى ، وفا و حفظ عهد ، و رحم و انصاف دعوت نمايند ، آن را طرد نمىنمايد .
هامش
( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 10 .
( 2 ) . سوره لقمان ، آيه 25 .
( 3 ) . سوره روم ، آيه 30 .