« إِنَّ اللَّهَ احْتَجَبَ عَنِ الْعُقُولِ كَما احْتَجَبَ عَنِ الْأَبْصارِ ، وَإِنَّ الْمَلَأَ الْأَعْلى يَطْلُبُونَهُ كَما تَطْلُبُونَهُ أَنْتُمْ » ؛
« خداوند متعال از عقلها محجوب و پنهان است ، چنانكه از بصرها و چشمها محجوب و پنهان است و به درستى كه ملأ اعلى و فرشتگان بالا او را طلب مىكنند ، همچنان كه شما طلب مىنماييد » .
بنابراين ، اين وجه و وجه سوم نيز دلالت كلمه توحيد بر نفى شرك در ربوبيت ظاهر است .
وجه پنجم : اين است كه از " أله إلى فلان " مشتق است ؛ يعنى به او سكون و آرام گرفت ، به اين جهت كه عقول به او آرامش مىيابد . و جهانبينى اهل توحيد به شناخت او باوربخش و موجب اعتماد مىگردد و دلها به ياد او اطمينان پيدا مىكند ، چنانكه مىفرمايد :
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » ؛ « 1 »
« آگاه باش تنها با ياد خدا دلها آرام مىگردد » .
و در دعاى عرفه است :
« ماذا فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ وَماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ » ؛
« چه چيزى را گم كرد كسى كه تو را پيدا كرد و چه چيزى را پيدا كرد كسى كه تو را گم كرد ؟ »
وجه ششم : اينكه " إله " مشتق از " أَلِه " ( به فتح فاء و كسر عين ) است كه به معناى پناه جستن و پناه گرفتن باشد . و به خدا از اين جهت " إله " گويند : پناه حقيقى و مفزع همه است . بنابراين ، اين وجه و وجه پنجم نيز كلمه توحيد مطلق شريك را
هامش
( 1 ) . سوره رعد ، آيه 28 .