سوى او رجوع خواهند كرد » .
و از اين جهت است كه بعضى گفتهاند : « اللَّهُ مَحْبُوبُ الْأَشْيآءِ كُلّها » .
و اين منافات ندارد كه بعضى از افراد انسان به سبب برخى كاستىها از او منصرف مىشوند و سير اختيارى خود را كه بايد به سوى او باشد ، به قهقرى مبدل كرده و از او دورى مىجويند . با اين حال ، در سير كلى ، همه به سوى او مىروند و بازگشت همه به سوى او است .
« فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلّ شَىْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » ؛ « 1 »
« پس منزه و پاك است خدايى كه ملك و ملكوت هر موجودى به دست قدرت او است و همه شما به سوى او رجوع خواهيد كرد » .
و در لسان العرب است كه :
مَعْنى وَلاهُ : أَنَّ الْخَلْقَ يُولِهُونَ فِي حَوآئِجِهِمْ ؛ أَيْ يُضَرّعُونَ إِلَيْهِ فِيما يُصِيبُهُمْ وَيَفْزَعُونَ إِلَيْهِ فِي كُلّ ما يَنُوبُهُمْ » .
وجه چهارم : اين است كه از " الَه يَلوهُ لياهاً " به معناى " احتجب " و مشتق باشد ؛ چون حقيقت ذات او پنهان و محتجب از عقول و ابصار بوده و ديده نمىشود . در قرآن مجيد نيز به اين معنا اشاره شده است :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ » ؛ « 2 »
« او را هيچ چشمى درك ننمايد ، و حال آنكه او بينندگان را مشاهده مىكند و لطيف و نامرئى و به همه چيز آگاه است » .
و اسم " الباطن " نيز بر آن دلالت دارد . و در حديث است :
هامش
( 1 ) . سوره يس ، آيه 83 .
( 2 ) . سوره انعام ، آيه 103 .