توهم وهابىها كه مىخواهند آن را مبدأ يك سلسله دعواهاى باطل ديگر خود قرار دهند ، بطلانش به صراحت معلوم است .
وجه دوم : اين است كه " اللَّه " مشتق از " الِه " بر وزن علم ( به فتح فاء و كسر عين ) به معناى " تحيّر " است ؛ چون عقول در درك حقيقت ذات و صفات او متحير و ناتوانند ، چنانكه در قرآن مجيد مىفرمايد :
« يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَما خَلْفَهُمْ وَلا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً » ؛ « 1 »
« خدا با علم ازلى بر همه آينده و گذشته خلق آگاه هست و خلق را هيچ به او احاطه و آگاهى نيست » .
از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت است كه فرمود :
« كَلَّ دُونَ صِفاتِهِ تَحْبِيرُ الصّفاتِ * وَضَلَّ هُناكَ تَصارِيفُ اللُّغاتِ »
و نيز از آن حضرت روايت است كه :
« كَلَّتِ الْأَلْسُنُ عَنْ غايَةِ صِفَتِهِ وَالْعُقُولُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ » .
نه ادراك بر كنه ذاتش رسد * نه فكرت به غور صفاتش رسد
نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم * نه بر ذيل وصفش رسد دست فهم
و در ديوان منسوب به حضرت مولى عليه السلام است :
كَيْفِيَّةَ الْمَرْءِ لَيْسَ الْمَرْءُ يُدْرِكُها * فَكَيْفَ كَيْفِيَّةُ الْجَبّارِ فِي الْقِدَمِ
هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ الْأَشْيآءَ مُبْتَدِعاً * فَكَيْفَ يُدْرِكُهُ مُسْتَحْدِثُ النَّسَمِ
گفتم : همه ملك حسن سرمايهء تو است * خورشيد فلك چو ذره در سايه تو است
هامش
( 1 ) . سوره طه ، آيه 110 .