گفتا : غلطى زمانشان نتوان يافت * از ما تو هر آنچه ديدهاى پايه تو است
و بنابر اين وجه ، دلالت كلمه توحيد بر نفى شرك در ربوبيت ظاهر و بىنياز از بيان است .
وجه سوم : اينكه مشتق از " وله " است و بنابراين اصل " إله " هم " وله " است كه واو آن به همزه بدل شده است . و خداوند متعال را به اين جهت " إله " گويند كه هر مخلوقى يا به تسخير و يا به اختيار ، مايل به او است ، چنانكه مىفرمايد :
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ » . « 1 »
و نيز مىفرمايد :
« وَإِنْ مِن شَىْءٍ إِلّا يُسَبّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ؛ « 2 »
« موجودى نيست جز آنكه ذكرش تسبيح و ستايش حضرت او است و ليكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد » .
و نيز مىفرمايد :
« إِنّا للَّهِ وَإِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » ؛ « 3 »
« ما به فرمان خدا آمده و به سوى او رجوع خواهيم كرد » .
و در آيهء ديگر فرمود :
« وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمواتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ » ؛ « 4 »
« هرچه در زمين و آسمان است ، خواه ناخواه مطيع فرمان خدا است و به
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 41 .
( 2 ) . سوره اسراء ، آيه 44 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 156 .
( 4 ) . سوره آلعمران ، آيه 83 .