و تفسير و شرح ادعيه فرمودهاند ، كه آوردن آن مباحث در اين رساله خارج از ظرفيت آن است و اهل تحقيق و بررسىهاى عميق را همان كتابها كافى و وافى است .
فقط در اينجا اجمالًا مىگوييم : " اللَّه " ، كه از آن تعبير به اسم جلاله مىشود ، دلالت دارد بر ذات جامع جميع صفات كمال ، مثل علم و قدرت و تفرّد و وحدت ؛ بنابراين يك مسّمى بيشتر نخواهد داشت و اين دلالت بر تفاوت نمىكند و اين لفظ مقدّس مشتق باشد يا غير مشتق و دلالتش بر ذات احديت به وضع تعيّنى باشد يا تعيينى . و در هر صورت اين لفظ دلالت بر آن ذات دارد و در لسان عربى بين اسماء حسنى ، اسمى كه به دلالت مطابقى اين دلالت را داشته باشد ، در نظر نيست مگر در مثل « هو » اين ادّعا بشود .
راغب مىگويد : اصل " اللَّه " ، إله است كه همزهاش حذف شده و بر آن الف و لام تعريف وارد شده است و سپس مثل ابن خالويه به آيه شريفه « هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً » استشهاد نموده است و بنابر آنكه مشتق باشد ، چنانكه از بعضى روايات نيز استفاده مىشود ، در اينكه اصل " اللَّه " إله بوده است ، اختلافى نيست . هرچند در اينكه همزهء آن حذف شده و به جاى آن الف و لام آورده شده است ، يا اينكه الف و لام بر آن داخل شده و الف اصلى آن حذف شده است . و به عبارت ديگر : در اينكه الف و لام تعويض است و قياسى است يا تعويض نيست و به غير قياس است ، اختلاف است . چنانكه در سرّ قرائت آن به قطع همزه و نكات ديگر ، بحثهاى ادبى لطيفى بين علماى نحو و ادب مطرح شده است كه علاقهمندان مىتوانند آنها را در كتابهاى نحو و ادب مطالعه فرمايند .
و در اصل اشتقاق " إله " نيز چند وجه فرمودهاند :
وجه اوّل : اينكه اصل آن از « الَه » ( به فتح فاء و عين ) است كه اسم جنسى است
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 326
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٢٦