در قرآن مجيد ، ذيل داستان قارون - يهودى سرمايهدار - مىفرمايد :
« تِلْكَ الدّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » ؛ « 1 »
« اين خانهء آخرت را براى آن كسانى كه اراده علو و برترى در زمين ندارند قرار دادهايم و عاقبت ( و پايان نيك ) براى پرهيزكاران است » .
اين است تعريف اجتماع اسلام ، اجتماعى كه احدى نبايد در آن گردن كشى و بلندى جويى داشته باشد كه حتى بر حسب بعضى تفاسير از على عليه السلام روايت شده است كه فرمود :
« إِنَّ الرَّجُلَ لَيُعْجِبَهُ شِراكَ نَعْلِهِ فَيَدْخُلَ فِي هذِهِ الْآيَةِ : تِلْكَ الدّارُ الْآخِرَةُ . . . » . « 2 »
مضمون روايت اين است كه : اگر كسى از بند كفش خودش به خود ببالد ، گردنكشى كرده و علو و برترى جسته است .
اين آيه همه را مىشناساند و اجتماع متواضع اسلام را معرفى مىنمايد . انصافاً بايد گفت : اجتماعات كمونيستى و سرمايهدارى كجا و اين اجتماع سراسر فضيلت و برابرى كجا ؟ رهبران متكبّر ، مغرور ، پر نخوت و فرعون منش و پر باد آن اجتماعات كجا و رهبر بىمدّعا ، بىتشريفات و بىفاصله از مردم و اجتماع واقعى اسلام كجا ؟
از بامداد تا شامگاه هرچه مىبينيم ، گردنكشى ، تظاهر ، كبر و نخوت ، استبداد ، فرعونيت ، تعظيم و خم شدن ، نيايش و مدح و چاپلوسى گردنكشان است . هركس
هامش
( 1 ) . سوره قصص ، آيه 83 .
( 2 ) . تفسير مجمع البيان ، ص 269 .