و عمران اراضى و احداث قنوات را ستوده است ، از اشخاص نيكوكار و فعال و توليد كننده و آباد كنندگان زمينها - نه به عنوان يك ثروتاندوز و سودجو ؛ بلكه براى نقشى كه در رفاه و آسايش و فراوانى و رفع نيازمندىهاى جامعه دارند - تشويق و تقدير مىنمايد . در واقع ارزش اين افراد را از هدف آنها مشخص مىسازد و هدف آنها را از برداشتى كه از عوايد خود مىنمايند و از چگونگى به كار انداختن اتفاقات و مخارج آنها مىشناسد . هرگز نبايد مال ، بيهوده و اسرافگرانه در راههاى باطل صرف شود و نبايد مال داشتن ، كسى را در اجتماع مقام و منصبى بدهد و بر ديگران تحميل نمايد .
اصلًا مال اندوزى و جمع مال به عنوان يك هدف و لحاظ استقلالى براى بشر عيب و عار است ؛ امّا كسب مال نه به عنوان يك هدف ؛ بلكه به قصد استفادههاى مشروع و مستحب و واجب مثل انفاق في سبيل اللَّه كمال افتخار مىباشد . توليد ثروت ، به معناى توليد مواد مورد احتياج جامعه ، ممدوح و مورد تقدير است .
چنانچه انفاق ، آن هم در راه امور اجتماعى و عام المنفعه و سعادت جامعه ممدوح است ؛ امّا نگهدارى ثروت جز گرفتارى و مناقشه در حساب و سنگين شدن بار و عوارض سوء و معايب ديگر اثرى ندارد و هر كس از فرد توانگرى براى توانگرى او تواضع و فروتنى نمايد ، دو ثلث دين خود را از دست داده است :
« مَنْ تَواضَعَ لِغَنِيّ لِغِناهُ ذُهِبَ ثُلُثا دِينِهِ » ؛
« هر كس به ثروتمندى به خاطر ثروتمندىاش تواضع كند ، دو سوم دينش از بين رفته است » .
اين حديث بسيار حساس و پرمعنا است و نقش اسلام را در رفع اختلاف طبقاتى و اهمّيتى كه به آن داده است و درجهاى كه براى آن قايل شده است ، را نشان مىدهد .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٠٤