خدا مىخواهد ، از و بال مال و عواقب سوء اخلاقى و عملى آن بيم دارد .
چنان است كه معاويه در تعريف حضرت على عليه السلام گفت : اگر دو انبار ، يكى از كاه و ديگرى از طلا داشته باشد ، اوّل طلا را در راه خدا انفاق مىنمايد .
آرى پيغمبر رهبرى بود كه بسا يك ماه مىگذشت و در خانهاش غذايى پختنى - با آنكه در اختيارش بود - فراهم نمىشد و آن را به نيازمندان مىداد .
سويد بن غفله گفت : وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام ظاهراً خلافت و زمامدارى جهان اسلام را در اختيار داشت ، بر آن حضرت وارد شدم ، ديدم روى حصير كوچكى نشسته است و در خانه غير از آن حصير ، چيز ديگرى نيست .
عرض كردم : يا اميرالمؤمنين ! بيت المال ( خزانه اموال حكومتى جهان اسلام ) در دست توست و در خانه چيزى از لوازم خانه نمىبينم .
فرمود : اى پسر غفله ! خردمند براى خانهاى كه از آن بايد انتقال كند ، اثاث و لوازم فراهم نمىنمايد . ما را خانهء ديگرى است كه بهترين متاع و اثاث را به آنجا نقل كردهايم ( جهان ديگر ) و خود نيز پس از مدت زمان كوتاهى به آنجا خواهيم رفت » .
ابن عباس گفت : در ذىقار به محضر حضرت على عليه السلام مشرف شدم ، آن حضرت كفش خود را وصله مىزد .
به من فرمود : قيمت اين كفش چقدر است ؟
عرض كردم : قيمتى ندارد .
فرمود : به خدا سوگند ! اين كفش نزد من از امير بودن بر شما محبوبتر است ، مگر آنكه حقى را به پا دارم ، يا طلبى را دفع كنم .
وقتى شخصى از آن حضرت ، از جامه وصله دارى كه پوشيده بود پرسش كرد ( كه مثلًا اين چه جامهاى است ، يا چرا بايد اميرمؤمنان اين جامه را بپوشد ؟ ) فرمود :
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٠٧