تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
خدا مىخواهد ، از و بال مال و عواقب سوء اخلاقى و عملى آن بيم دارد . چنان است كه معاويه در تعريف حضرت على عليه السلام گفت : اگر دو انبار ، يكى از كاه و ديگرى از طلا داشته باشد ، اوّل طلا را در راه خدا انفاق مىنمايد . آرى پيغمبر رهبرى بود كه بسا يك ماه مىگذشت و در خانه‌اش غذايى پختنى - با آنكه در اختيارش بود - فراهم نمىشد و آن را به نيازمندان مىداد . سويد بن غفله گفت : وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام ظاهراً خلافت و زمامدارى جهان اسلام را در اختيار داشت ، بر آن حضرت وارد شدم ، ديدم روى حصير كوچكى نشسته است و در خانه غير از آن حصير ، چيز ديگرى نيست . عرض كردم : يا اميرالمؤمنين ! بيت المال ( خزانه اموال حكومتى جهان اسلام ) در دست توست و در خانه چيزى از لوازم خانه نمىبينم . فرمود : اى پسر غفله ! خردمند براى خانه‌اى كه از آن بايد انتقال كند ، اثاث و لوازم فراهم نمىنمايد . ما را خانهء ديگرى است كه بهترين متاع و اثاث را به آنجا نقل كرده‌ايم ( جهان ديگر ) و خود نيز پس از مدت زمان كوتاهى به آنجا خواهيم رفت » . ابن عباس گفت : در ذىقار به محضر حضرت على عليه السلام مشرف شدم ، آن حضرت كفش خود را وصله مىزد . به من فرمود : قيمت اين كفش چقدر است ؟ عرض كردم : قيمتى ندارد . فرمود : به خدا سوگند ! اين كفش نزد من از امير بودن بر شما محبوب‌تر است ، مگر آنكه حقى را به پا دارم ، يا طلبى را دفع كنم . وقتى شخصى از آن حضرت ، از جامه وصله دارى كه پوشيده بود پرسش كرد ( كه مثلًا اين چه جامه‌اى است ، يا چرا بايد اميرمؤمنان اين جامه را بپوشد ؟ ) فرمود :
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 207 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني