« وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ » ؛ « 1 »
« و اگر حكم كردى بين آنها به عدالت حكم كن » .
ظاهر اين است كه عدل در حكم اراده شده است .
قسط در نهج البلاغه
در نهج البلاغه نيز قسط به همين معناى تقسيم به عدل و استحقاق طبق نظام آمده است .
مانند اينكه در وصف آفرينش طاووس در خطبه 163 مىفرمايد :
« وَقَلَّ صِبْغٌ إِلّا وَقَدْ أَخَذَ مِنْهُ بِقِسْطٍ » ؛
« و كمرنگى است مگر آنكه از آن به قسط و نصيب لازم گرفت » .
و در خطبه 183 در وصف حضرت بارى تعالى مىفرمايد :
« وَقامَ بِالْقِسْطِ فِي خَلْقِهِ وَعَدَلَ عَلَيْهِمْ فِي حُكْمِهِ » ؛
« خدا به قسط در خلق خود ايستاد ( هر چيز را به نصيب عدل و مقدار لازم و حصّه متعادل و موافق با نظام آفريد ) و در حكم خود بر ايشان به عدل حكم فرمود » .
ابعاد متعدد عدل
بايد توجّه داشت : بسيارى از مردم در تعريف عدل و اطلاق لفظ عادل مسامحه مىنمايند و نظامى را كه رهبر سياسى و كسى كه ادارهء امور را در آن نظام در اختيار دارد ، به اغراض شخصى و منافع خود و كسان خود حكومت نكند و قانونى را كه هست و به دست دارد در حقّ همگان يكسان اجرا نمايد ، عادل مىگويند .
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 42 .