بديهى است عامه و عوام ، اگر چنين حاكمى را عادل و دادگر بدانند ، عُقلا و روشنفكران اين نظام و كسى را كه حافظ اين نظام غير انسانى و تبعيض گر است ، دادگر نمىخوانند و مجرى قانون انحصار علم به طبقه خاص و شاهزادگان و لشكريان را ظالم و ستمكار مىگويند .
چنانكه " يان اسميت " - رهبر رژيم نژادپرست آفريقايى - كه مجرى قوانين حكومت " رودزيا " است ، ظالم است . و حكومتهايى كه طرفدار و حامى او هستند ، ستمكارند . همچنين حاكم نظام كمونيستى و رژيم سرمايهدارى ، چون هر دو رژيم از جهانى با كرامت و آزادى و شرافت انسان و حقيقت و واقعيت و فطرت مخالف است ، ستمگرند .
چنانكه حاكمى كه با زور و قدرت شخصى حكومت را به دست گرفت و خود را بر مردم تحميل كرد ، اگرچه در رتق و فتق و حلّ و فصل امور بر اساس عدل و قسط حكومت كند ، ظالم است .
بنابراين ، اينگونه عدلهاى عاميانه و عوام پسند را نبايد عدل شمرد ، هرچند به گونهاى و به نسبت ظلم مطلق آن را عدل گويند و هرچند يكى از ابعاد عدل را واجد باشد .
آنچه را مىتوان عدل مطلق دانست كه از هيچ جهتى ظلم نباشد و به هرگونهاش كه بنگرى ، عدل باشد . و تمام ابعاد عدل را كه به چند بُعد مهم آن ذيلًا اشاره مىشود ، واجد باشد :
الف ) عدل حاكم
عدل حاكم ، كه حكومت او مشروع باشد و بر اساس زور و استعباد و به منظور فرمان رانى و تسلط بر مردم و تحميل بر خلق اللَّه و ملاحظه هوى و هوس و غرض