معناى عام و عدل كلى و مطلق اراده شده است ؛ ولى در آوردن كلمه قسط به جاى عدل ، شايد اين عنايت باشد كه خواننده و شنونده به نصيب به عدل و حق و نظم اقتصادى ، و اهمّيت مداخله آن در قيام اجتماع به عدل متوجّه گردد .
ضمناً به اين نكته هم بايد توجّه داشت كه مكتب انبيا در اعصارى كه تعادل مالى و اقتصادى در برقرارى جامعه به عدل مؤثر شناخته نمىشد ، آن را پيشنهاد كرده و هدف فرستادن پيامبران و وحى و تعاليم و برنامه و كتاب بر آنان ، نظم مالى و اقتصادى را نيز متضمن مىباشد .
چون عدل مطلق ، بدون تعادل مالى و نظم اقتصادى محكم و برنامه صحيح و توليد توزيع حاصل نخواهد شد .
در آيه ديگر مىفرمايد :
« قُلْ أَمَرَ رَبّى بِالْقِسْطِ » ؛ « 1 »
« بگو پروردگار من فرمان به قسط داده است » .
كه از اين آيه نيز يا معناى عدل عام و مطلق مراد است ، يا خصوص تقسيم و توزيع به نصيب و حق و عدل . و از جمله اين آيه است :
« شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لآإِلهَ إِلّا هُوَ وَالْمَلآئِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قآئِماً بِالْقِسْطِ » . « 2 »
در اين آيه نيز ظاهر اين است كه از قيام خدا به قسط ، همين اراده شده است كه همه چيز را طبق حكمت ، به نصيب معين و به مقدارى كه لازم باشد ، آفريده است :
نموده خلق ، هر چيزى كه بايد * جهان آراسته ، آنسان كه شايد
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 29 .
( 2 ) . سوره آلعمران ، آيه 18 .