و آن چيزى است كه در نفوس ، مستقيم شمرده شد و ميانه روى باشد و ترك افراط و تفريط و حكم به حقّ است . و عادل آن كسى است كه هواى نفس ، او را از حقّ منحرف نمىكند كه حكم به جور بدهد .
راغب مىگويد : عدل ، تقسيم و تقسيط كردن به مساوات است ؛ بنابراين روايت شده است :
« بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّمواتِ وَالْأَرْضُ » ؛ « 1 »
« آسمانها و زمين ، بر عدل و تقسيم مساوى و برابر برپا است كه اگر در اجزا و اعضا و اشياى آن كم و زيادى بود و هر چيز و هر ركنى از آن ، از آنچه بايد داشته باشد ، چيزى كم مىداشت يا چيزى زيادتر بر آن بود ، برپايى آسمان و زمين به هم مىخورد » .
از اين عبارت معلوم مىشود كه عدل و توزيع و تقسيم برابر و متساوى به اين نيست كه تمام اشيا از هرچه بايد داشته باشند ، مانند هم داشته باشند ؛ بلكه غرض اين است كه همه آنچه را و به هر مقدار كه بايد داشته باشند و آنچه را كه داشتن آن ، در بقاى اين نظام مؤثر است و آسمان و زمين و منظومهها و كهكشانها و كوه و دريا و آب و انسان و حيوان و كليه جانداران و جماد و نبات و معادن به آن برقرار است ، بايد داشته باشند .
معنى قسط :
راغب در « مفردات » مىگويد :
« الْقِسْطُ هُوَ النَّصِيبُ بِالْعَدْلِ » ؛
« قسط ، نصيب به عدالت است » .
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 166 .