است تا حقّ ضعيف را از او بگيرم » .
" عدى بن حاتم " در ضمن آن سخنرانى بسيار مشهور و معروفى كه در مجلس معاويه و به درخواست و اصرار او ، پيرامون شخصيت حضرت على عليه السلام ايراد كرد ( كه براى هر جمله و فرازش ، آن هم در چنان موقعيت حساسى ، نمىتوان قيمت قائل شد ) و معاويه را تحت تأثير قرار داد ، مىگويد :
« لا يَخافُ الْقَوِيُّ ظُلْمَهُ ، وَلا يَيْأَسُ الضَّعِيفُ مِنْ عَدْلِهِ » . « 1 »
قوى و ضعيف هر دو در امان بودند ، قوى از عدل على عليه السلام نمىترسيد ؛ چون مىدانست هرگاه بخواهد او ( قوى كه خلاف كرده ) را كيفر و مجازات كند ، از حدّ قانون تجاوز نمىنمايد و به هواى نفس و كينه شخصى كيفر نمىدهد ، ضعيف نيز از عدل او مأيوس نمىگرديد ؛ چون مىدانست اگر تمام اقويا و زورمندان در يك صف بايستند و يك نفر ضعيف در صف ديگر ، على عليه السلام در كنار ضعيف مىايستد و از او حمايت مىكند . او حاكم و زمامدارى است كه هرگز حقّ ضعيف را وا نمىگذارد و از احقاق حقّ او صرف نظر نمىكند .
مقدمه دوم : بحثى در الفاظ مترادف
علما و محققان علم لغت و ادب مىگويند : اختلاف عبارات و اسما ، دلالت بر اختلاف معانى دارد و عطف كلمهاى بر كلمه ديگر ، در صورتى صحيح است كه از كلمه دوم ، معنايى غير از معناى اوّل اراده شود ؛ مثلًا اگر زيد لقبش عالم يا فيلسوف باشد ، نمىگويند : زيد و فيلسوف آمد .
بنابراين آنچه در قرآن مجيد و احاديث شريفه و كلام عرب و عجم آمده است ،
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 171 .