مِنْ وُلْدِي ، فَيَمْلَأُها عَدْلًا وَقِسْطاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً » ؛ « 1 »
« اگر از دنيا باقى نماند مگر يك روز ، خدا آن روز را طولانى و دراز گرداند ، تا بيرون آيد مردى از فرزندان من ، پس پر كند دنيا را از عدل و قسط ، مثل آنكه از جور و ظلم پر شده باشد » .
معناى احاديث فوق
شايد بسيارى معناى اين احاديث را واضح بدانند و بين " قسط " و " عدل " و همچنين بين " ظلم " و " جور " مانند دو كلمه مترادف فرقى نگذارند و قسط و عدل را به داد ، و ظلم و جور را به ستم ترجمه نمايند . بنابراين عطف قسط را به عدل ، و ظلم را به جور ، يك نوع تأكيد بگيرند .
ولى به نظر مىرسد : در اين احاديث ، تمام مطلب در تأكيد خلاصه نمىشود و لفظ قسط و عدل مترادف نمىباشند ؛ چنانكه دو كلمه مقابل آنها ( جور و ظلم ) نيز مترادف نيستند .
توضيح اين مطلب حساس و مهم ، موقوف بر بيان دو مقدمه است :
مقدّمه نخست : نظام امامت ، نظام عدل و قسط است
نظام امامت در آن معانى و ابعادش كه با نظامات اسلامى يا نظام تمام اسلامى ارتباط دارد ، حسن اجراى اين نظامات را به عدل و حق عهدهدار است .
اين نظامات عبارتاند از : نظام فكرى و اعتقادى معقول و منطقى ، نظام تعادل اخلاقى ، نظام متوازن اقتصادى و مالى ، نظام عدل اجتماعى ، نظام صحيح سياست
هامش
( 1 ) . منتخب الاثر ، ب 25 ، ف 2 ، ص 247 ، ح 1 .