تفسير قبل سستتر و نامقبولتر است ؛ زيرا تبليغ احكام خدا و اداى رسالت ، انگيزهاش علاقه و محبّت خويشاوندى نيست كه منحصراً به اين علّت آنها را دعوت و تبليغ كرده باشد ، بلكه علتش امر و فرمان خدا و اداى مأموريت و رسالت الهى است .
تفسير اهل بيت عليهم السلام
به نظر مىرسد كسانى كه سه تفسيرى را كه به آن اشاره شد ، مطرح كرده و دنبال نمودهاند ، غرضشان دست و پا كردن و انكار فضيلت اهل بيت عليهم السلام و تعصب باطل مذهبى باشد . امّا تفسير صحيح اين آيه و ساير آيات قرآن ( كه حجت و معتبر و تفسير به رأى و هوا و تعصب نباشد ) تفسير اهل بيت عليهم السلام است كه اجماع دارند بر اينكه آيه در موضوع مودّت و تعظيم ذى القربى و عترت پيغمبر صلى الله عليه و آله نازل شده است و صحّت انتساب اين تفسير به اهل بيت مثل اميرالمؤمنين و امام حسن و زين العابدين عليهم السلام از مسلّمات است و علاوه بر شيعه ، اهل سنّت نيز در روايات متعدد آن را روايت كردهاند و معلوم است كه كسى از اهل بيت ، اعلم به علوم قرآن و شأن نزول و موارد آن نيست ، و قول احدى بر قول آنها راجح نمىشود .
خطاب بنابر اين تفسير ، عام و متوجّه به همهء امّت است و با تفسير : « وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً » كه از امام مجتبى عليه السلام وارد شده و با تفسير آيه : « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً » و آيه : « وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ . . . » موافق است و به هر حال تفسير اهل بيت ، بنابر مذهب شيعه و بنابر روايات متواتر از طرق اهل سنّت ، حجت و معتبر است و ترك آن جايز نيست ؛ زيرا امن از ضلالت و گمراهى ، بر حسب حديث متواتر ثقلين ، در تمسك به آنها است و ما در كتابى كه در حجيّت اقوال ائمه عليهم السلام و وجوب رجوع به آنها در تمام علوم اسلامى نگاشتهايم ، اين موضوع را به