تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
« أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً » ؛ « 1 » « آيا مىگويند بر خدا دروغ بسته است » . كه بر حسب تفاسير راجع به اين موضوع است ، اين تفسير مناسبت ندارد . قول ديگر آنكه به اين معنى باشد : مگر آنكه مرا دوست داريد به واسطه قرابت و خويشى كه من با شما دارم ، و آزار ندهيد و انكار نكنيد . اين تفسير نيز صحيح نيست ؛ زيرا هم آيه مخصوص به قريش مىشود ، بدون وجه اختصاص و هم با صدر آيه كه سخن از عموم عباد مؤمنين است ، سازگار نيست . به علاوه اين درخواست و پيشنهاد از كسى كه مدعى رسالت است و عليه تمام عقايد و عادات و اوضاع يك جامعه‌اى قيام كرده و مىخواهد بزرگ‌ترين انقلابات فكرى و اجتماعى را به وجود آورد ، به كسانى كه با دعوت او مخالفت دارند ، و دعوت او را ضد تمام حيثيات خود مىدانند و در مقام منع و دفع او از آيين و مسلك اجتماعى خود هستند ، موافق عرف و منطق نيست ؛ زيرا نزاع ، نزاعى نيست كه ملاحظهء قرابت و خويشاوندى بتواند آن را پايان دهد و التماس و خواهش در آن اثرى داشته باشد ، چنانچه آنها هم اگر به پيغمبر صلى الله عليه و آله پيشنهاد مىدادند كه قرابت و خويشاوندى را رعايت نمايد و دعوت خود را ترك كند ، منطقى نبود و پذيرفته نمىشد . پس اين تفسير - كه ايراد كننده آن را پسنديده - به نظر بسيار سست و با منطق قرآن مناسبت ندارد و خود به خود مردود است . سومين تفسير اين است كه مراد اين باشد كه من براى تبليغ اجرى نمىخواهم و مودّت خويشاوندى باعث شده و مرا به تبليغ برانگيخته است . اين وجه را " سيد قطب " در تفسير في ظلال ( ج 25 ، ص 283 ) بيان كرده است ، ولى اين تفسير از دو
هامش
( 1 ) . سوره شورى ، آيه 24 .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 451 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني