و در سيره ابن هشام نيز خبر مفصلى در اين موضوع مخالف اين خبر نقل شده است . « 1 » مثل اينكه نظر ايراد كننده كه مىگويد : « در سوره كهف وارد شده » به يكى از اين دو خبر يا هر دو بوده است ، آيا براى اشتباهكارى اينطور نوشته يا نه ، خدا دانا است .
به هر حال استدلال به اين خبر از چند جهت مورد اعتماد نيست :
اوّلًا : از اين جهت كه خبر واحد است و در اينگونه مسائل كه مسائل فرعيه عمليه نيست ، خبر واحد حجيّت ندارد .
ثانياً : اين دو خبر خود با هم تنافى دارند ، از جمله در خبر مذكور ، ذكر شده است كه يهود خدمت حضرت آمدند و در خبر ابن عباس - كه ابن هشام در سيره نقل كرده - مىگويد كه مشركين مكّه نزد احبار مدينه فرستادند و آنها مسائلى را طرح كردند كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسش شود .
ثالثاً : خبر اصحاب كهف بين نصارى معروف بوده و چنانچه بعضى نوشتهاند ، يهود از آن خبر نداشتند .
رابعاً : آيات سوره كهف دربارهء مسائلى كه در اين سوره مطرح شده ، با اين روايت سازگار نيست .
خامساً : ثقة الاسلام كلينى ، از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است در اين موضوع ، به واسطه عبداللَّه بن ميمون ( راوى همان حديث مذكور از حضرت صادق عليه السلام ) از اميرالمؤمنين عليه السلام و موضوع آمدن يهود و سؤال آنها را ذكر نفرموده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 320 - 322 .
( 2 ) . كافى ، ج 7 ، ص 448 ، ح 6 - در كافى حديث ديگر به شماره 4 - از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه مظنون اين است با روايت فقيه يكى باشد .