« وَما يَنطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلّا وَحْىٌ يُوحى » . « 1 »
كه در حقيقت معنى آيه اين مىشود كه : من از پيش خود علمى ندارم ؛ بلكه از آنچه بر من وحى شود متابعت مىكنم و بدون وحى و اذن اظهار آنچه وحى شده ، چيزى نمىگويم .
شايد كفار مىخواستند به واسطهء پيغمبر ، از مطالب آينده و موضوع نفع و ضررهاى خود باخبر شوند كه چون اطّلاع برآن ، خلاف مصلحت همگان و نظام اجتماع است ، پيغمبر صلى الله عليه و آله آنها را با اين بيان رد مىفرمايد .
راه حل ششم :
راجع به آيه : « وَلا تَقُولَنَّ لِشَىْءٍ إِنّى فاعِلٌ ذلِكَ غَداً » اين است كه اين آيه يك دستور العمل است و مطالبى كه شما نوشتهايد ، در سوره كهف وارد نشده است و بيش از تأديب و ارشاد از آيه استفاده نمىشود .
تحقيق دربارهء يك حديث
در كتاب " من لا يحضره الفقيه " حديثى هست از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود :
براى بنده است ( از سوگندى كه ياد كرده ) تا چهل روز استثنا كند ، اگر استثنا را فراموش كرد ، به اين علّت كه جمعى از يهود آمدند خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و از آن حضرت از چيزهايى پرسش كردند ، فرمود : فردا به شما جواب مىدهم ، و ان شاء اللَّه نفرمود . جبرئيل تا چهل روز بر آن حضرت نازل نشد ، سپس آمد و گفت :
« وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلّا أَنْ يَشآءَ اللَّهُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ » . « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره نجم ، آيه 3 و 4 .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 229 ، ح 1081 / 12 .