تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
مجازى مىباشد . راه حلّ سوم : اينكه اين كلام خود زمينه‌سازى و مقدّمه‌چينى براى مطّلع ساختن پيغمبر از غيب و مآل كار آنها باشد و مراد اين باشد كه : تو از پايان كار اينان با خبر نيستى ، ما مىدانيم زود باشد كه ايشان را دو بار عذاب نماييم . بنابر اين ، اين آيه و همچنين آياتى مثل آيه : « وَما أَدْريكَ ما عِلّيُّونَ » و آيه : « وَما أَدْريكَ مَا الْقارِعَةُ » در مقام نفى علم از غيب به نحو حقيقت نيست ، بلكه در مقام تعظيم شأن موضوع و مواقف و مشاهد قيامت است ، تا كسانى كه قرآن را تلاوت مىنمايند هميشه از عظمت اين روز آگاه شوند و به فرمايش شيخ طوسى ، مفاد اين كلمات اين است كه : شنيدن كى بود مانند ديدن . « كأنّك لست تعلمها إذا لم تعاينها ، وترى ما فيها من الأهوال » ؛ « گويا تو نيستى كه آن را بدانى مادام كه آن را معاينه نكرده‌اى و نديده‌اى آنچه را در آن است از اهوال » علاوه بر اين در مجمع البيان « 1 » و تبيان « 2 » از سفيان ثورى نقل شده است كه به آنچه معلوم است « ما أَدْريكَ » و به آنچه معلوم نيست « ما يُدْرِيكَ » گفته مىشود . بنابراين شكى باقى نمىماند كه اين جمله در مقام نفى علم نيست ، بلكه در مقام بزرگ شمردن موضوع است . پس اين آيات اگر دلالت بر علم پيغمبر به غيب نكند ، دلالت بر نفى علم غيب از آن حضرت و ائمه عليهم السلام ندارد .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 343 . ( 2 ) . تفسير تبيان ، ج 10 ، ص 94 .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 437 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني