مجازى مىباشد .
راه حلّ سوم :
اينكه اين كلام خود زمينهسازى و مقدّمهچينى براى مطّلع ساختن پيغمبر از غيب و مآل كار آنها باشد و مراد اين باشد كه : تو از پايان كار اينان با خبر نيستى ، ما مىدانيم زود باشد كه ايشان را دو بار عذاب نماييم . بنابر اين ، اين آيه و همچنين آياتى مثل آيه : « وَما أَدْريكَ ما عِلّيُّونَ » و آيه : « وَما أَدْريكَ مَا الْقارِعَةُ » در مقام نفى علم از غيب به نحو حقيقت نيست ، بلكه در مقام تعظيم شأن موضوع و مواقف و مشاهد قيامت است ، تا كسانى كه قرآن را تلاوت مىنمايند هميشه از عظمت اين روز آگاه شوند و به فرمايش شيخ طوسى ، مفاد اين كلمات اين است كه : شنيدن كى بود مانند ديدن .
« كأنّك لست تعلمها إذا لم تعاينها ، وترى ما فيها من الأهوال » ؛
« گويا تو نيستى كه آن را بدانى مادام كه آن را معاينه نكردهاى و نديدهاى آنچه را در آن است از اهوال »
علاوه بر اين در مجمع البيان « 1 » و تبيان « 2 » از سفيان ثورى نقل شده است كه به آنچه معلوم است « ما أَدْريكَ » و به آنچه معلوم نيست « ما يُدْرِيكَ » گفته مىشود .
بنابراين شكى باقى نمىماند كه اين جمله در مقام نفى علم نيست ، بلكه در مقام بزرگ شمردن موضوع است .
پس اين آيات اگر دلالت بر علم پيغمبر به غيب نكند ، دلالت بر نفى علم غيب از آن حضرت و ائمه عليهم السلام ندارد .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 343 .
( 2 ) . تفسير تبيان ، ج 10 ، ص 94 .